صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 29

موضوع: بیوگرافی بازیگران خارجی

  1. #1
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    367
    تشکر
    3
    از ایشان 91 بار
    در 64 پست تشکر شده

    پیش فرض بیوگرافی بازیگران خارجی

    با سلام من می خواهم در این تاپیک بیوگرافی بازیگران خارجی را قرار دهم که بیشتر آنها هالیوودی می باشند.
    امیدوارم از این تاپیک خوشتون بیاد.

  2. کاربر زیر از دوست گرامی جناب efifray برای ارسال این پست سپاسگزاری کرده است :


  3. #2
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    367
    تشکر
    3
    از ایشان 91 بار
    در 64 پست تشکر شده

    پیش فرض بیوگرافی تي ليوني

    تاريخ تولد : 25 فيبريه 1966
    محل تولد : نيويورك
    نام كامل : اليزابت تي پانتو ليوني
    نام پدر: آنتوني پانتو ليوني
    نام مادر: اميلي پاترسون
    تي تحصيلات خود را يه صورت ناقص در كالج رها كرد و به ستاره هاي سينما و تلويزيون با بازي در نقش ليزا دي ناپولي در سانتا باربارا در 1989 پيوست. و در سال 1995 در كنار ويل اسميت و مارتين لورنس در فيلم موفق پسران بد ايفاي نقش كرد.ولي فيلمي كه باعث شهرت عمومي او شد فيلم Deep Impact مي باشد كه در آن فيلم نقش جني لرنر را ايفا مي كند و داستان در مورد شهاب سنگي بزرگي است كه مي خواهد به زمين برخورد كند . بعد از آن در فيلم هاي موفقي چون ژوراسيك پارك 3 شوخي با دبك و جين در كنار جيم كري مرد خانواده در كنار نيكولاس كيج بازي و با كارگردانان بزرگي چون وودي آلن در فيلم پايان هاليوود همكاري كرده است
    ليوني براي اولين بار در8 جون 1991 با نيل جوزف كه يك تهيه كننده تلويزيوني بوده ازدواج كرد كه در سال 1995 از يكديگر جدا شدند . او در سال 1997 براي دومين بار با ديويد داچوني ازدواج كرد.اولين فرزند آنها كه يك دختر به نام مادلينا در 24 آپريل 1999 در كاليفرنيا جنوبي به دنيا آمد پسر و فرزند دوم آنها در كيد ميلر داچوني در 15 جون 2002 در لوس آنجلس متولد شد.

  4. 2 کاربر زیر از efifray برای ارسال این پست سپاسگزاری کرده اند :


  5. #3
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    367
    تشکر
    3
    از ایشان 91 بار
    در 64 پست تشکر شده

    Not Talking بیوگرافی رابرت دنیرو


    «رابرت دنيرو»ي 62 ساله، پس از بازي در بيش از هفتاد فيلم و با پيشينه چهل سال در عرصه بازيگري، شمايل بي*همتاي يک بازيگر مولف و صاحب سبک است. «مارلون براندو»ي فقيد که روزگاري نماد کاملي از غايت بازيگري بود و همه -حتي جيمز*دين- او را الگوي خود قرار مي*دادند سالها بود که کم*کار و چاق شده و بيشتر فيلمهايش را بدون وسواس انتخاب مي*کرد. اين اواخر براندو به جاي تلاش براي ارائه نمونه*اي از بازيهاي درخشانش فقط به خاطر شهرت و اعتبارش پول مي*گرفت و به همين سبب نقشش را به ساده*ترين نحو ممکن بازي مي*کرد. از اين*رو دنيرو -که از همان سالهاي نخست بازيگري جانشين شايسته «براندو» به شمار مي*آمد- جايگاه کنوني*اش را نيز از براندو به ارث برده و به باور و انتخاب بسياري از منتقدان و تماشاگران همواره در صدر فهرست بازيگران توانمند معاصر سينماي جهان قرار مي*گيرد. براستي چه چيزي «رابرت دنيرو» را چنين بي*مانند ساخته است؟ تعداد اسکارهايش؟ نه. زيرا او تنها دوبار مجسمه طلايي اسکار را در دستانش گرفته و چندين بار هم نامزد دريافت اين جايزه بوده است که برخي بازيگران از اين لحاظ بالاتر از وي قرار دارند. هواخواهان بسيارش؟ باز هم پاسخ منفي است، چرا که دنيرو برخلاف موفقيت*هاي بسيارش در زمينه بازيگري هيچگاه بازيگر موفق تجاري نبوده و تهيه*کنندگان چندان برايش سر و دست نشکسته*اند که دستمزد بالايي براي حضور در فيلمهايشان به او بدهند. تنها چند سال است که «دنيرو» مسير بازيگري*اش را تغيير داده و با روي آوردن به فيلمهاي اکشن و کمدي گيشه را هم فتح مي*کند. او در سال 1999 براي بازي در فيلم «اين را تحليل کن» هشت ميليون دلار دستمزد گرفت.

    کارهاي عجيب و غريبش براي ايفاي نقش همچون 30 کيلو اضافه وزن براي بازي در فيلم «گاو خشمگين»؟ باز هم بايد گفت خير. «دنيرو» چند سالي از اين نظر رکورددار بود چون «وينسنت دانافريا» با اضافه کردن 35 کيلو براي بازي در فيلم «غلاف تمام*فلزي» سبب شد کار «دنيرو» چندان هم غريب به نظر نيايد. در حقيقت «رابرت دنيرو» سه ويژگي دارد که او را ميان بزرگان بازيگري کم*نظير مي*کند. نخست اينکه سبک بازي و فرورفتن او در نقش ها به گونه*اي است که کمترين اثري از شخصيت خودش باقي نمي*گذارد، بدين*معنا که او چنان شخصيت*هاي جديد و متفاوتي خلق مي*کند که در رفتار، حرکات، نگاه و سخن گفتن هيچ شباهتي با «رابرت دنيرو»ي واقعي ندارند.
    از اين*رو شخصيت*هاي مختلف وي در فيلمها تفاوت چشمگيري باهم داشته و اثري از تکرار در آنها ديده نمي*شود. برخلاف وي «آل*پاچينو»، «جک نيکلسون»، «جين هاکمن» و برخي ديگر عليرغم بازي*هاي بيادماندني*شان، به گونه*اي در نقش فرو مي*روند که شخصيت شناخته شده*شان تا حدي قابل تشخيص است. اما «آل*کاپون» در «تسخيرناپذيران» جز شباهت ظاهري هيچگونه نقطه اشتراکي با «سام» در فيلم «رانين» ندارد. تماشاگري که چندان پيگير فيلمهاي دنيرو نيست ممکن است به هيچ وجه متوجه نشود که نقش «لويي گارا» در «جکي براون» و «ويتوکورلئونه» در فيلم «پدرخوانده2» را يک نفر بازي کرده است. «تراويس بيکل» عصبي و نچسب «گاو خشمگين» کجا و «نيل مکسالي» خونسرد و قابل اعتماد «مخمصه» کجا؟ «دنيرو» در چنان عمقي از نقش فرو مي*رود که ديگر خود او را نمي*بينيم و اين يکي از ويژگي*هاي بي*نظير بازيگري است. ويژگي ديگر بازيگري وي، سبک ميني*ماليستي اوست، در حالي که بسياري از بازيگران با نمايش اغراق*آميز و همه*جانبه ويژگي*هاي يک شخصيت، به معرفي فرد مي پردازند، دنيرو تا آنجا که مي*تواند شخصيت را کمتر «نمايش» مي*دهد زيرا بر اين باور است که: «ما در زندگي واقعي تلاش نمي*کنيم احساسات*مان را نشان دهيم بلکه بيشتر در پي پنهان کردن آن هستيم».
    «آل*پاچينو» در فيلم «مخمصه» بيشتر به چشم مي*آيد. در فيلم «مخمصه» دو اسطوره بزرگ بازيگري در مقابل هم قرار مي*گيرند: «رابرت دنيرو» و «آل*پاچينو». دو بازيگر هم*نسل و تحسين*شده که پس از منتفي شدن حضور «دنيرو» در «پدرخوانده3» سرانجام در فيلم «مخمصه» توانستند در کنار يکديگر قرار گيرند. او در «مخمصه» در نقش يک خلافکار باهوش، بازي زيرپوستي درخشاني دارد و بدون هيچگونه نمايشي از بروز احساسات تنها زرنگي، هوش، تنهايي و مسئوليت پذيري «نيل» را نشان مي*دهد. در مقابل «پاچينو» همچون هميشه بازي خوبش را از طريق تحرک دائمي، واکنش*هاي عصبي، حرکات غلو شده و حرکت کردن دائمي چشمانش نشان مي*دهد.
    به اين ترتيب در «مخمصه» فرصت مقايسه سبک ميني*ماليستي «دنيرو» در برابر سبک متضاد «پاچينو» فراهم مي*شود و در نتيجه ارزش کار او بيش از پيش به چشم مي*آيد. حتي «پاچينو» که يکي از نوابغ بي*چون و چراي بازيگري است و اتفاقا يکي از بهترين بازي*هايش را هم در همين فيلم -مخمصه- ارائه داده مقهور بازي دنيرو مي*شود.
    حتي به خاطر نقش کوتاهي که در فيلم «دار و دسته*اي که نمي*توانست شليک کند» با هزينه خود به ايتاليا رفت تا راجع به گروهي خاص تحقيق کند. پيش از آغاز فيلمبرداري «کازينو» کت و شلوار و جليقه مي*پوشيد، در استوديو با تفاخر راه مي*رفت و با خود مي*گفت: «من مالک اينجا هستم،» حکايت وسواس*هاي بيش از حد او هنگام ساخت فيلم، نيز زبانزد کارگردانان است. «دنيرو» به سبب سابقه تئاتري*اش بشدت به تمرين و روخواني فيلمنامه معتقد است و هنگام فيلمبرداري هم به هر نتيجه*اي رضايت نمي*دهد. نماهاي او (به درخواست خودش) به برداشت*هاي بسيار مي*انجامد تا سرانجام احساس کند که بهترين بازي ممکن را ارائه داده است. اين تلاش و سختگيري در کنار استعداد فراوان وي، «دنيرو» را در فهرست بزرگترين بازيگران تاريخ سينما جاي داده است. بسياري از نقش*هاي او فراتر از خود فيلمها جاودان و در يادها ماندگار شده*اند. بسياري از جمله*هايي که در فيلمها مي*گويد در ذهن تماشاگران يادآور لذت تماشاي قدرت بازيگري او شده است. مثل تکرار چند باره: «با من صحبت مي*کني؟ در فيلم «راننده تاکسي» و جمله «منو نگاه کن» در «مخمصه». دنيرو چند سالي است که در انتخاب نقش*هايش تنوع بخشيده است. او در سال 1999 نقش «پل**ويتي» را در کمدي «اين را تحليل کن» بازي کرد که به نوعي هجو شخصيت*هاي مافيايي بود که پيش*تر آنها را بازي کرده بود. سال بعد از آن هم نوبت به ايفاي شخصيت کارتوني رهبر بي*باک در فيلم «راکي و بولوينکل» رسيد. به نظر مي*رسد که در سالهاي اخير نقش*هاي کمدي به تدريج نسبت بيشتري از شخصيت*هايي که او ايفا مي*کند را به خود اختصاص داده است، هر چند که بازي خوب او در نقش*هاي کمدي سبب بروز جنبه ديگري از استعداد فراوان او مي*باشد، اما در مقابل حضور و بازي در آثاري چون «زمان نمايش» به اعتبار «دنيرو»ي بزرگ لطمه مي*زند. او بايد قدر موقعيت کنوني*اش را بداند و مثل «مارلون براندو» آن را از دست ندهد. «دنيرو» هنوز هم مي*تواند بهترين باشد و هر صحنه و فيلمي را «حتي مقابل آل*پاچينو» از آن خود نمايد. او هنوز هم مي*تواند -همانطور که در فيلم «مخمصه» رو به دوربين مي*گفت- به تماشاگر بگويد: «منو نگاه کن،» دنيرو شانس همکاري با فيلمسازان صاحب*نام و بزرگي چون «برايان دي*پالما»، «فرانسيس فورد کاپولا»، «سرجيو لئونه»، «برناردو برتولوچي»، «مارتين اسکورسيزي» و... را داشته است. بازي دنيرو ديده نمي*شود که فهميده مي*شود. از اين*رو روح سرکش و ناآرام وي -که در کالبدي به ظاهر آرام مخفي است- تماشاگر را مجذوب بازي دروني خويش مي*کند. شايد به همين دليل او ترجيح مي*دهد کمتر وقتش را صرف سخن گفتن کرده و نگاه کردن و خاموشي را برمي*گزيند. او با نگاه جستجوگرش که نگاه واقعي يک بازيگر است پيرامونش را مي*کاود.

    آنچه بيشتر در آثار دنيرو به چشم مي*خورد بازي او در «سکوت» است درست برخلاف «آل*پاچينو».
    دنيرو گفتن ديالوگ را به خوبي ريتم و ضرباهنگ مي*شناسد به گونه*اي که تماشاگر هيچگاه -حتي- از مونولوگ*هاي وي خسته نمي*شود، گويي اين مونولوگ*ها به صورتي شعرگونه بيان شده و با حرکاتي حساب شده همراهند.
    بي*شک رابرت دنيرو بازيگر خلاقي است که باشيوه خاص کشف و شهودش در بازيگري جاودان خواهد شد و نام خود را به عنوان اسطوره*هاي بازيگري در تاريخ سينما به ثبت خواهد رساند.
    دنيرو تاکنون همواره يک احساس وصف*ناپذير را در جريان تماشاي فيلمهايش به تماشاگر تزريق مي*کند، تا بدان حد که مخاطب هنگام تماشاي فيلم تمامي لحظه*ها با وي احساس همذات*پنداري مي*نمايد. اين در حالي است که خودش مي*گويد: «من دوست ندارم فيلمهاي خودم را نگاه کنم و هنگام تماشاي آنها به خواب مي*روم».

    فيلمشناسي:
    سه اتاق در منهتن (ژان*پير ملويل - 1965)، تبريکات (برايان دي*پالما- 1968)، آواز سام (جان.سي. برودريک-1969)، جشن عروسي (برايان دي*پالما، جان*شيد- 1969)، سلام مادر (برايان دي*پالما- 1970)، مادر تمام عيار (راجر کورمن- 1970)، جنيفر در ذهن من (نوئل بلک- 1971)، زاده براي پيروزي (ايوان بيسر- 1971)، دار و دسته*اي که نمي*توانست شليک کند (جيمز گلدستون- 1971)، طبل را آهسته بزن (جان.دي. هانکوک- 1973)، خيابان*هاي پايين*شهر (مارتين اسکورسيزي- 1973)، پدرخوانده 2 (فرانسيس فورد کاپولا- 1974)، راننده تاکسي (مارتين اسکورسيزي 1976)، 1900 (برناردو برتولوچي- 1976)، آخرين تايکن (اليا کازان- 1976)، نيويورک، نيويورک (مارتين اسکورسيزي- 1977)، شکارچي گوزن (مايکل جيمينو- 1978)، گاو خشمگين (مارتين اسکورسيزي- 1980)، اعترافات واقعي (اولوگراسبارد- 1981)، سلطان کمدي (مارتين اسکورسيزي- 1983)، روزي روزگاري در آمريکا (سرجيو لئونه- 1984)، سقوط در گرداب عشق (اولوگراسبارد- 1984)، برزيل (تري گيليام- 1985)، ماموريت (رولند جافي- 1986)، قلب فرشته (آلن پارکر- 1987)، تسخيرناپذيران (برايان دي*پالما- 1987)، گريز نيمه*شب (مارتين برست- 1988)، چاقوي ضامن*دار (ديويد.*هيو.*جونز- 1989)، ما فرشته نيستيم (نيل جردن- 1989)، استنلي وآيريس (مارتين ريت- 1990)، رفقاي خوب (مارتين اسکورسيزي- 1990)، بيداري*ها (پني مارشال- 1990)، در مظان جرم (ايروين وينکر- 1991)، بک درافت (ران هاوارد- 1991)، تنگه وحشت (مارتين اسکورسيزي- 1991)، معشوقه (بري پويمس- 1992)، شب و شهر (ايروين وينکو- 1992)، سگ هار و*گلوري (جان.مک. ناگتون- 1993)، زندگي اين پسران (مايکل کيتون جونز- 1993)، داستان برانکسي (رابرت دنيرو- 1993)، فرانکشتاين (کنت برانا- 1994)، کازينو (مارتين اسکورسيزي- 1995)، مخمصه (مايکل*مان- 1996)، هواخواه (توني اسکات- 1996)، خوابگردها (بري لوينسون- 1996)، اتاق ماروين (جري زيک- 1996)، قلمرو پليس (جيمز مگنولد- 1997)، جکي براون (کوئنتين تارانتينو- 1997)، سگ را بجنبان (بري لوينسون- 1997)، آرزوهاي بزرگ (آلفونسو کورئون- 1998)، رانين (جان فرانکن هايمر- 1998)، اين را تحليل کن (هارولد رامس- 1999)، کامل (جول شوماخر- 1999)، ماجراهاي راکي و بولونيکل (دس مک*آنو- 2000)، مردان افتخار (جورج تيلمن جرارد- 2000)، ملاقات والدين (جي روچ- 2000)، پانزده دقيقه (جان هرتزفيلد- 2001)، امتياز (فرانک اوز- 2001)، زمان نمايش (تام*دي - 2002)، شهر کنار دريا (مايکل کيتون*جونز- 2002)، موهبت الهي (نيک هالم- 2004)، افسانه کوسه (بيپ برگران، ويکي جانسون- 2004)، ملاقات فاکرز(Fokers) (جي،روچ- 2004)، پل سن لوئيس ري (مگ گوسکان- 2004)، پنهان کن و بجوي (جان پولسون- 2005)، چوپان خوب (رابرت دنيرو- 2006، در مرحله پيش توليد)، يکشنبه شب دوست داشتني (جاناتان گلازر- 2006، در مرحله پيش*توليد).

  6. 2 کاربر زیر از efifray برای ارسال این پست سپاسگزاری کرده اند :


  7. #4
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    367
    تشکر
    3
    از ایشان 91 بار
    در 64 پست تشکر شده

    پیش فرض بیوگرافی جنیفر لوپز


    اولین حضور های رسمی او مقابل دوربین را باید ملودرام لاتینی خانواده من ساخته سال 95 گریگوری ناوا دانست که با سریالها و آثار تلویزونی دیگر دنبال شد که ازآن میان سربلند بیرون آمد او هم مانند رزی پرز خود را به عنوان یک fly Girl (رقصنده مجموعه های کمدی )آغاز کرد که از میان انها به رنگ زندگی از همه شاخص تر بود . ضمن اینکه با بازی در ویدیو کلیپ هایی از پافدی و جانت جکسون به چهره اشنا بدل می شود . اما کار مطرح وی با سال 97 همراه بود ، وقتی که نقش اول سلنا را ایفا کرد که داستانش برداشتی واقعی از زندگی خواننده ای موفق بود که در اثر مرگی تراژیک در سال 95 در گذشته بود. لوپز اوایل فقط صرف جذابیت اثر پروژه ها دعوت می شد و برای همین نقش های کوچکی به او داده می شد اما پس از آن مورد توجه کارگردانان بزرگی چون فرانسیسی فورد کاپولا برای فیلم جک (96) اولیور استون برای فیلم چرخش صد وهشتاد درجه (97) و باب رافلسن خون و شراب (96) قرار گرفت .
    لوپز متولد 26 جولای 1970 در برانکی نیویورک از والدینی اهل پورتریکو می باشد . در 1998 یکی ار تحسین بر انگیزترین نقش های خود را مقابل جورج کلونی در خارج از دید ساخته الیور استون سودربرگ ایفا می کند که برداشتی از نوولی نوشته المورلئوناردو بود. در این فیلم نقش یک مارشال ایالتی را ایفا می کند که در درام عشق یک جنایتکار (کلونی) می افتد. او برای پرفرمانس قدرتمند خود نقدهای مثبتی فراوانی دریافت کرد و در این پروژه به گرانترین بازیگر لاتین راه یافته به هالیوود بدل می شود . همان سال توسط بخشیدن صدایش به انیمیشن عامه پسند مورچه ای به نام زیکی (98) هوادارران نوجوان بسیاری پیدا می کند . سال 2000 در تریلر بزرگسالانه و روانششناسه سلول بازی می کند که به یک اثر پرفروش در کارنامه او بدل می شود.
    در یک چرخش اساسی ، لوپز تصمیم می گیرد تا نقش مقابل میتو مک کوتاهی را در کمدی رمانتیک سال 2001 با نام طراح ازدواج بازی کند و بعد از آن اولین تجربه خود را به عنوان نویسنده آهنگ نیز ارایه می دهد . نقش بعدی او در یک رومانس واوراءالطبیعه ای با نام چشمان فرشته مورد پسند همزمان منتقدین و تماشاگران قرار گرفت و همزمان توانست در تریلر کافی (2002) به نقش زن یک انتقام جو بدرخشد. خدمتکار منهتن اگر چه شباهت اندکی به آثار آخرین وی داشت اما با بازی در گیگلی بازگشتی به عرصه کمدی محسوب می شد در این فیلم او نقش یک گانگستر زن را ایفا می کند که در مقابل نامزدش در زندگی واقعی بن افلک ظاهر شده بود . این فیلم با جنجال و شایعه ازدواج قریب الوقوع با بن افلک به سوژه روز تبدیل می شود . اما درکمال تعجب فیلم با شکست در گیشه روبرو می شود . از این رابطه کوین اسمیت هم سود می جوید در کمدی بعد خود دختر جرسی از هر دوی آنها استفاده کند اما پبش از پایان یافتن کار جنیفر از بن جدا می شود . جنیفر همزمان با کارهای سینمایی خود با کار خوانندگی اش خبر ساز بود و به یک چره مطرح لاتین دنس پاپ تبدیل شده بود. او و شان پافی کامبز خواننده که مدتی همسرش بود در دسامبر99 به خاطر درگیری با اسلحه مدتی سوژه مطبوعات بودند . هر دوی آنها در پی این حادثه دستگیر و 14 ساعت زندانی می شوند

  8. کاربر زیر از دوست گرامی جناب efifray برای ارسال این پست سپاسگزاری کرده است :


  9. #5
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    367
    تشکر
    3
    از ایشان 91 بار
    در 64 پست تشکر شده

    پیش فرض بیوگرافی لئوناردو دی کاپریو


    نام تولد:لئوناردو ويلهلم دي کاپريو
    تاريخ تولد:۱۱ نوامبر1972
    مکان تولد: هاليوود کاليفرنياي امريکا
    لئوناردو دی کاپریو ،پدیده چند سال اخیر هالیوود که به سرعت پله های شهرت و محبوبیت را راطی کرد ، در یازدهم نوامبر 1972 به دنیا آمد . او بازیگری را در سال 1991 و با حضور در فیلم در موجودات 3 شروع کرد و بعد از فیلم پویزن آیوی در سال 1993 ادامه داد و بعد از این دو نقش کوتاه بود که بخت به او روی کرد و هنگامی که برای بازی فیلم زندگی این پسر تست داد و توجه رابرت دنیرو جلب کرد و برای بازی در این فیلم انتخاب شد . به این ترتیب لئوناردو نه تنها نخستین نقش قابل توجهش را در فیلم مطرح بدست آورد بلکه این فرصت را هم پیدا کرد تا در برابر بازیگر محبوبش ، رابرت دنیرو قرارگرفته و از او بسیار بیاموزد . او بلافاصله بعد از این فیلم برای ایفای نقش برادر عقب افتاده جانی دپ در فیلم چه چیز گیلبرت را می خورد ؟ انتخاب شد لئو برای ایفای این نقش چهار روز خودش را دریک بیمارستان روانی زندانی کرد و تلاش زیادی برای اجرای بهتر آن انجام داد که حاصل بازی درخشانش نامزدی جایزه اسکار و گلدن کلاب بهتربن بازیگر نقش مکمل بود. بسیاری این فیل را درخشانترین کار او در بین 13فیلمی که تا به حال بازی کرده می دانند .او پس این علیرغم اعتباری که نامزدی جایزه اسکار برایش به ارمغان آورده بود چند سالی در دوران افول را می گذراند و درچند فیلم بی ارزش و کم فروش ظاهر شد که در این تنها استثنا فیلم چابک دست مرده ساخته سم ریمی (1996) است . او در این فیلم نقش هفت تیر کش جوانی را در برابر شارون استون بازی می کند و در اواخر فیلم توسط پدرش که کلانتر است (جین هکمن) کشته می شود . شارون استون او را برای بازی در این فیلم پیشنهاد کرد و اولین رویکرد او به سینمای تجاری هالیوود است که به فروشش هم کمتر از حد انتظار بود. در سال 1996 بار دیگر رابرت دنیرو به سراغ دیکاپریو می آید . اوکه تنها تهیه کننده فیلم اتاق ماروین است در آن بازی هم می کند ، نقش یک جوان شرور و غیر قابل کنترل را به او پیشنهاد می کند این فیلم یکی ار کارهای قابل توجه لئو است که در برابر بزرگانی چون مریل استری ،دایان کیتون و دنیرو بازی درخشانی ارائه داد.
    سرانجام در سال 1997 لئو دو بازی در دو فیلم رومئو و ژولیت شکسپیر و تایتانیک تبدیل به محبوبترین و گرانترین بازیگر جهان می شود . رومئو و ژولیت اثر غیر متعارف و برداشتی پست مدرنیستی ازداستان معروف شکسپیر است که در یمن کارگردانی خوب، ساختار کلپ وار و مدرن و بازی خوب لئوو کلر دنیز به موفقیت زیادی رسید. هنوز موج موفقیت این فیلم فروش نکرده بود که تایتانیک جیمز کامرون عالم سینما را زیر و رو کرد. لئو در کنار کیت وینسلت تصویر حماسه عظیم کامرون شد تا با استفاده از موفقیت فراوان هنری و تجاری فیلم به اوج برسد . دیگر تمام جهان لئو را می شناختند و تنها نام او کافی بود که میلیونها نفر را به سالن های سینما بکشد . پس از تایتانیک لئو کم کار شد و اواخر سال 1997 فیلم مردی با نقاب آهنین اکران شد که فیلمی متوسط بود . دیکاپریو هم علی رغم بازی در دو نقش تقربیبا متضاد بازی متوسط داشت.
    یکی از آخرین فیلم های دیکاپریو شهرت ساخته وودی آلن است. او در این فیلم نقش کوتاه یک بازیگر جوان و محبوب هالیوودی را دارد که به نوعی هجو خود اوست . به هر حال حتی با وجود شکست نسبی دو فیلم آخرش او هنوز در اوج است و تبدیل به اولین بازیگری شده است که دستمزدی بالای 20 میلیون دلار به او پیشنهاد شده است، آن هم با این سن و سال کم.

  10. کاربر زیر از دوست گرامی جناب efifray برای ارسال این پست سپاسگزاری کرده است :


  11. #6
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    367
    تشکر
    3
    از ایشان 91 بار
    در 64 پست تشکر شده

    پیش فرض بیوگرافی آنجلینا جولی


    آنجلی در چهارم ژوین 1975 در لس آنجلس کالیفرنیا متولد کردید . گذران دوران کودکی در شهری که بزرگترین مرکز سینمایی جهان در آن واقع است بسیاری را وسوسه سینما دچار می کند . در مورد انجلی این موضوع جنبه دیگری داشت . او فرزند یک بازیگر اسکاری سینما جای ویت بود و طبیعی است که دوران کودکی خود را با سینما وسوسه هنر هفتم سپری کرده باشد. مادرش مارچلینت یرتراند نیز به نوعی در تشویق او به ورود به عالم سینما نقش داشت . این خانواده سینمایی صاحب یک فرزند پسر به نام جیمز هاون نیز گردید که او هم علاقه به سینما دارد.
    انجلی (که در خانه آنژی صدا می شود) به همراه برادرش کودک یتماما سینمایی را سپری کرده اند آنژی به کلاسهای تئاتر موسسه لی استراسبگ می رفت و به مکتب تئاتر آکتورز تستودیا علاقه مند گردید و از همان دوران کودکی به بازی در نمایش های صحنه پرداخت و تجارب با ارزشی کسب کرد.
    آنژی به لحاظ عاطفی به برادرش خیلی وابسته است ولی با آنکه او دختر خانواده بود از وی بسیار خشن تر و شلوغ تر بوده .
    این طور می گوید:
    من در دوران کودکی به مسابقه ماشین سواری و همچنین جمع کردن چاقو علاقه زیادی داشتم و سرگرمی هایی که برای برادرم مفهومی نداشتند اما علاقه به تماشای فیلم های سینمایی در هر دوی ما وجود داشت .روزهای بسیاری را با هم به تماشای آثار کلاسیک سینما می پرداختیم.
    آنژی به جز جمع کردن چاقو در دوران کودکی آرزوهای دیگری هم داشت شاید باورتان نشود اما در سالهای کودکی به شدت آرزوو داشت که مسئول مراسم تدفین شود در این باره می گوید :
    خانواده ام نگران من بودند فکر می کنم تا حدودی پیش فعال بودم آرزویم این بود که مدیر مراسم خاک سپاری باشم ان آهنگها تابوتهای چوبی زیبا انسانهای اندوهگین مرده هایی که گریم شدند و آخرین ژست و حالت زندگی اشان را به خود گرفته اند همه و همه برایم جذاب است. او از همان دوران کودکی به موضوع مرگ شیفتگی خاصی داشت.
    او اگر چه در دوران کودکی چهره ای زیبا و جذاب داشت اما بیش از انکه به آراستن چهره خود بپردازدعلاقه مند به فلسفه های شرقی و به ویژه کتابهایی که در مورد مرگ نوشته شده بود توجه داشت برای من مرگ مفهوم عمیقی دارد شاید مرگ مهمترین حادثه در زندگی است که همیشه آن را فراموش می کینم من به مرگ بسیار فکر کرده ام در مورد مرگ چیز آرامش بخشی وجود دارد . این که شما ممکن است فردا بمیرید باعث می شود امروز را غنیمت بشمرید در مورد در فلسفه غرب کمی غفلت وجود دارد اما شرقی ها به ویژه چینی ها هندی ها و ایرانی ها در فلسفه خود آموزش های جالبی برای مرگ دارند.
    آنژی در شانزده سالگی از دبیرستان بورلی هیلز فارغ التحصیل شد و پس از آن مدتی به لندن رفت و در این شهر به عنوان یک مدل مشغول به کار شد و سپس در شهر های نیو یورک و لس آنجلس در همین رشته به فعالیت خود ادامه داد .آنژی همچنین به دانشگاه نیو یورک رفت و در رشته بازیگری لیسانس گرفت او در مورد مدل بودن این گونه می گوید : زمانی این کار برایم جالب بود می دانید که جولی به زبان فرانسه یعنی زیبا و من در مقطعی از زندگی به این ویژگی شخصی ام بیش از حد توجه داشتم اما هنگامی که می دیدم که مجلات و ر سانه ها تنها از یک جنبه از شخصیت من توجه دارند از این کار خسته شدم و ژست گرفتن در برابر دوریبین عکاسان به نظرم احمقانه آمد . این بود که کوشیدم به عنوان بازیگر به فعالیت بپردازم

  12. کاربر زیر از دوست گرامی جناب efifray برای ارسال این پست سپاسگزاری کرده است :


  13. #7
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    367
    تشکر
    3
    از ایشان 91 بار
    در 64 پست تشکر شده

    پیش فرض بیوگرافی بروس ویلیس


    نام : بروی ویلیس
    تاریخ تولد : 19 مارچ 1955
    محل تولد :ایبار اوبرشتاین آلمان غربی
    بازیگرانی معدودی توانسته اند با ریشه آلمانی در هالیوود ماندگار شوند و ویلیس شاید از مطرح ترین آنها باشد ،اگر چه دوران ستاره بودنش دیری نپایید و اسطوره ویلیس به هزاره جدید نرسید . بروس ویلیس روزگاری در آلمان غربی یک ستاره موسیقی به شمار می رفت تا جایی که یکی از آلبوم هایش جزو ده کار برتر جداول فروش اروپا آمریکا شد ،اما خیلی زود راه خود را در سینما پیدا کرد و به عنوان ستاره آثار اکشن درخشید.
    بازی بروس ویلیس پس از سریالهایی چون اولین گناه مرگبار در سال 1980 و هیات منصفه در سال 1982 به صورت جدی توسط تماشاگران و تهیه کننده های سینما دنبال شد. او توانست نقش قابل توجه در اپیزودی از سریال میامی خبیث به عنوان یک مرد هفت تیر کش که دائم همسرش را کتک می زند به دست آورد و به خاطر همین نقش جایزه امی را که همتای تلویزیونی اسکار به شمار می رود به خانه برد. اما آنچه نام او را پیش از همه بر سر زبانها انداخت و باعث شد تا چهره اش به عنوان شخصیتی جذاب که هر شب هزاران نفر را به پای تلویزیون می کشاند مطرح شود مجموعه بلند مدت مهتاب که مابین سالهای 1985 تا 1989 پخش می شد و ویلیس در مقابل سبیل شپارد ،نقش آفرینی می کرد. بروس ویلیس در 19 مارچ 1955 در ایبار اوبرشتاین آلمان غربی است که پس ار موفقیت مجموعه مهتاب این بخت را یافت تا در آثار ارزشمندتری روی پرده سینما بازی کند.
    پیشنهادها به سرعت سرازیر شد و او در یک برنامه کاری پرو پیمان روبرو شد . ابتدا با چندین فیلم معروف چون قرار کور و غروب به یفای نقش پرداخت ،اما هنوز برای هالیوودی ها ناشناخته بود و او فرصت مناسبی داشت تا در آمریکا نیز به یک چهره مطرح بدل شود . بازی در این آثار او را به هنرپیشه کارهای اکشن تبدیل کرده بود و همین باعث شد تا در هالیوود نیز کارکترهای مشابه ایفا کند و پس از مدت کوتاهی در زمره بازیگرانی چون استالونه و شوارتزینگر قرار گرفت . نقشی که بروس ویلیس را به شهرت یک شبه رساند کارکتر پلیسی در فیلم پر هزینه جان سخت بود که در سال 1988 ساخته می شود.
    اکران فیلم با موفقیت غیر منتظره همراه بود که باعث شد دنباله هایی برای آن نیز تولید شود که در همه بروس ویلیس نقش اصلی را ایفا می کرد . جان سخت 2 سال 90 و جان سخت 3 سال 95 به اکران در آمدند و ویلیس همچنین در کارهای موفق دیگر ی ظاهر شد که البته در آن حضور فیزیکی نداشت ! بلکه تنها صدایش را در اختیار یک کودک قرار داده بود. فیلم کمدی به نام ببین چه کسی حرف می زند بود . سال 1988 با فیلم در کشور برای نخستین بار شکست را تجربه می کند اما به سرعت با دو نقش بزرگ باز می گردد. ابتدا نقش نویسنده ای در برگردان سینمایی آنش خودپرستی و سپس در پروژه با شکوه هادسون هاوک شرکت می کند. در همین اثنا نقش مکمل خوبی را در افکار مرگبار مقابل دمی مور ایفا می کند که پس از آن با او ازدواج می کند اما این ازدواج پس از 10 سال به جدایی می انجامد.
    سال 92 به نقش خود در تریلر جنایی بازیگر ظاهر می شود و یک سال بعد از او برای شرکت در یک بازی کامپیوتری دعوت به عمل می آورند.تبدیل به اولین بازیگری که چهره و حرکاتش در یک بازی مورد استفاده قرار می گیرد. رنگ شب و کارکترهای قابل توجهش در زرنگ و همین طور نقش ماندگارش در قصه های عامه پسند از جمله کارهای تاثیر گذار او به شمار می روند.

  14. کاربر زیر از دوست گرامی جناب efifray برای ارسال این پست سپاسگزاری کرده است :


  15. #8
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    367
    تشکر
    3
    از ایشان 91 بار
    در 64 پست تشکر شده

    پیش فرض بیوگرافی کامرون دیاز


    نام كامل: CAMERON MICHELLE DIAZ
    اسامي مستعار: CAMI
    قد: 175 سانتي متر

    كامرون در سي ام آگوست 1972 در سن ديه گو كاليفرنيا بدنيا آمد . او ضمن اينكه يك هنرپيشه معروف و موفق است يك مدل نيز مي باشد . كامرون دختر يك پدر آمريكايي كوبايي EMILIO DIAZ به نام سركارگر كمپاني نفت و يك مادر به نام BILLIE DIAZ كه مليتي آمريكايي ايتاليايي و آلماني دارد و يك تاجر است مي باشد .
    كامرون تنها يك خواهر به نام CHIMENE دارد .

    تحصيلات وي ديپلم متوسطه است . استعدادش او را به مجلاتي مانند مادمازل و seventeen و فعاليتهاي تبليغاتي براي كمپانيهايي مانند Calina Klein و كوكاكولا و لويس كشاند . بعد از ترك كردن خانه در سن 16 سالگي او به عنوان مدل به دور دنيا رفت موفقيت حرفه اي او را به ژاپن ، استراليا ، مراكش و پاريس كشاند . كامرون در سن 21 سالگي به كاليفرنيا برگشت .

    در سال 1994 كامرون اولين نقش خود را در فيلم كمدي - اكشن ماسك بدست آورد و ستاره ما با كمدين بزرگ جيم كري روبرو شد . بدون هيچ تجربه قبلي او يك نقش اصلي در اين فيلم بازي كرد . بعد از بازي در فيلم ماسك كامرون دياز درخواستهاي زيادي از طرف چند فيلمساز برجسته براي بازي در فيلمهايشان دريافت كرد .

    در حاليكه كامرون براي ايفاي نقش در نسخه تبديل به فيلم شده بازي معروف مورتال كمبات آموزش مي ديد مچ دستش صدمه ديد كه باعث شد از بازي در اين فيلم صرفنظر كند . در عوض او يكسري فيلمهاي مستقل ساخت كه شامل "the last super" و "Feeling Minnesota" با شركت "Keanu Reeves" و "she's the One" با شركت « اِد بِرنز » و « جنيفر آنيستون » و "Head Above Water" با شركت "Harrey Keitey" مي شد .

    در سال 1997 شايعاتي در مقالات از نامزد شدن كامرون براي بازي در برابر جوليا رابرتز در فيلم كمدي پرطرفدار "My Best Friend Wedding" بوجود آمد با وجود اينكه اين درخواست براي كامرون فرستاده شد او به ظاهر شدن در فيلمهاي مستقل با هزينه كم از قبيل « چيزهاي خيلي بد » ، « چيزهايي كه فقط با نگاه كردن به او مي تواني بگويي » ادامه داد .
    در پاييز سال 2000 او در « فرشته هاي چارلي » ظاهر شد و پروژه بعدي او فيلمي از مارتين اسكورسيزي است كه در برابر لئوناردو دي كاپريو ايفاي نقش مي كند .

    علت شهرتش به خاطر بازي در فيلم SOMTHING ABOUT MARY است.
    درآمد وي از فيلم CHARLIE`S ANGELS و FULL THROTTLE بيست ميليون دلاربوده است .
    كامرون به خرافات اعتقاد راسخ دارد .
    دوستان پسر:
    1- CARLOS DE LA TORRE ، شغل : تهيه كننده ، 1995-1990
    2- MATT DILLON ، شغل : بازيگر ، 1998-1996
    3- JARED LETO ، شغل : بازيگر ، 2003-1999
    4- ROBBIE WILLIAMS ، شغل : خواننده
    5- JUSTIN TIMBERLAKE ، شغل : خـوانـنـده ، 2003 تـا كنون
    بیوگرافی شماره 2
    مدلی که بعد ها بازیگر شد و توانست تا حد ستاره بالا بیاید و درست از همان اولین حضورش در مقابل کمیدن روز جیم کری در سال 94 در فیلم ماسک موقعیت خودش را تثبیت کرد. بسیاری زیبایی او را به خاطر اختلاف نژادی اش می دانند ، کامرون از والدینی که خود دورگه های کوبایی /آمریکایی و آنگلوآلمانی بودند به دنیا آمد و همین باعث شد کسی نتواند چهره او را به سرعت فراموش کند. کامرون دیاز در 30 آگوست 1972 در سان دیه گو کالیفرنیا متولد شد . در شانزده سالگی مدرسه را رها کرد تا مدل بشود و ظرف پنج سال پس از آن تقریبا سراسر دنیا سفر کند تا در کشورهایی چون ژاپن ، استرلیا ، مکزیکو و مراکش و پاریس فعالیتهای خود را دنبال کند. کامرون مدتی را به عنوان مدل شرکت معروف Elite فعالیت می کند و از آنجا برای کارهای بعدی اش در زمینه تجاری کاندیدا می شود . او طی مدت کوتاهی با کمپانی های معروفی چون coke, Gear و Nivea همکاری می کند و سرانجام در بیست و یک سالگی به کالیفرنیا باز می گردد او در صنعت فیلم به صورت گمنام شروع به کار می کند تا اینکه برای نقش مهم مقابل جیم کری در ماسک انتخاب می شود و به دنبال موفقیت فیلم او نیز به چهره ای مطرح بدل می شود . پس از آن با هجوم پیشنهادات برای بازی مجبور می شود تا درس های بازیگری را یاد بگیرد تا بتواند در چند مجموعه و فیلم های مستقل ظاهر شود که از آن میان به آخرین قدرتمند (95) اشاره کرد. این کار با آثاری مانند او یگانه است (96) و حس کردن مینه سوتا (96) ادامه پیدا کرد پس از بازی در مقابل ایوان مک گریگور در ساخته دنی بویل توانست خود را به مخاطبین و منتقدین بشناساند و با بازی عالی خود در عروسی بهترین دوستم (97) خیلی بیشتر مورد توجه قرار گرفت . اگر چه همبازی اش هنرپیشه قدرتمندی چون جولیا رابرتز بود! او موفقیت بزرگی نیز در ساخته برادران فارلی با عنوان مری یه چیزش شده در 1998 به دست می آورد . او اینجا نقش اول فیلم را ایفا می کرد و توانست به خوبی خودش را در موقعیت خاص تثبیت کند و وارد جرگه ستارگان پولساز شود همان سال کامرون یک حضور کوتاه و افتخاری در ترس در لاس وگاس ایفا می کند و همین طور بازی در کمدی سیاه کارهای خیلی بد ساخته جان فاورو را می پذیرد .او حالا توانسته بود نام خود را به عنوان یکی از خواستنی ترین بازیگران هالیوود سر زبان ها بیاندازد و موفق شد نقش اصلی در جان مالکویچ بودن ساخته 99 را به عنوان همسر جان کیوزاک را به دست بیاورد . هر یکشنبه موعود یک درام ورزشی بود که او نقش یک مدیر و سرمایه گذار تیم فوتبال را ایفا می کرد. در این ساخته الیور استون به خوبی می درخشد و اینگونه وارد هزاره جدید می شود سال 2000 به تیم لوسی لو و درو بری مور می پیوندد تا فرشتگان چارلی ساخته شود که بازسازی مدرن سینمایی یک سریال تلویزیونی پرطرفدار بود. فیلم با صحنه های اکشن خاص یاداور شیوه های به کار رفته در ماتریکس بود و البته استفاده از خطوط ظریف کمدی ، احساسی و موسیقی به جنجال های بدل می شود. در ادمه همان سال دیاز صدایش ر به کارکتر شاهزاده فیونا در انیمیشن پولساز شرک می بخشد و نقشی قابل توجه در بلاک باستر معتبر آسمان وانیلی در کنار تام کروز به دست می آورد . کمدی بهترین چیز بعدی سال 2002 ساخته می شود و سپس همراه با گنگستر های نیویورکی ساخته مارتین اسکورسیزی سفری به کودکی خود در کالیفرنیا می کند . پس از آن دومین هنرپیشه زن بیست ملیون دلاری بعد از جولیا رابرتز می شود که اولین چک را برای ساخت فرشتگان چارلی 2 دریافت می کند او برای دنباله شرک به سرمایه گذاری هم می پردازد

  16. کاربر زیر از دوست گرامی جناب efifray برای ارسال این پست سپاسگزاری کرده است :


  17. #9
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    367
    تشکر
    3
    از ایشان 91 بار
    در 64 پست تشکر شده

    پیش فرض بیوگرافی جود لاو


    نام :جود لا
    تاریخ تولد: 29 دسامبر 1972


    محل تولد: لندن ،ا نگلستان
    اگر چه اوایل ورودش بسیاری گمان می کردند که او هم یکی دیگر از از همان پسرهای انگلیسی با پوست روشن است اما خیلی زود توانست مورد پسند سینما روهای آمریکایی قرار بگیرد و با بازی های درخشان ثابت کرد که هوش و استعدادی فراتر از یک جهره زیبایی صرف دارد . درست از همان زمان که صحنه های نمایش لندن به سوی برادوی آمد ،پذیرفته شد و خیلی زود به چهره اول آثار هالیوودی تبدیل شد.
    متولد لندن در 29 دسامبر 1972 که بازیگری را از همان دوران نوجوانی آغاز کرد . بازی اش در «خرید» محصول 1994 نه تنها مورد پسند تماشاگران بلکه مورد توجه منتقدین نیز قرار گرفت . اگر چه به خاطر آنکه یک تولید انگلیسی محسوب می شد نتوانست جلوی دید تماشاگران بین المللی قرار بگیرد . در همین فیلم بود که با همسر آینده اش سادی فراست آشنا می شود که همبازی اش بود. پس از آن در Indiscretions همراه کاتلین ترز ایفای نقش می کند که موفقیت تجاری و هنری فراوانی به همراه داشت ،دنبال کارهای بیشتری گشت و در فیلم هایی چون دوست داشتن یا دوست نداشتن و گاتای حضورپیدا کرد.در سال 97 موقعیت خودش را برای تماشاگران هالیوودی جا انداخت هر چند آثار او در این سالها یا استقبال چندانی روبرو نبود ،اما کمک کردند تا از سوی تهیه کننده های جدی گرفته شود و به این طریق توانست نقش بهتری در نیمه شب در باغ خیر و شر به دست بیاورد. به دنبال این فیلم چند کارکتر کم سر و صدا مانند موسیقی از اتاق دیگر و برداشت نهایی را بازی کرد .
    در سال 1999 لا در نقشی پر رنگ تر در ساخته درخشان آنتونی مینگلا با عنوان « آقای ریپلی مستعد » بازی می کند که در زمان پخش با استقبال فراوان منتقدین روبرو می شود و لا نامزدی همزمان جایزه گلدن گلاب و اسکار را به عنوان بهترین بازیگر نقش مکمل دریافت می کند . پس از پن در دشمن در آستانه دوروازه در سال 2001 به نقش یک سرباز روس در مقابل اد هریس به نقش یک تک تیرانداز نازی قرار می گیرد و سپس با هوش مصنوعی در قلب کارکتر روبات به نام ژیلگو ساخته استیون اسپیلبرگ به عرصه فیلم های تخیلی باز می گردد . علاوه بر بازیگری جو لا درگیر با فعالیتهای کمپانی فیلم سازی خود «نچرال نیلون» می باشد که در آن با سادی فراست ،شون پرتوی ،ایوان مک گریگور و جان لی میلر شریک است .
    در سال 2002 همراه با تام هنکس در اثر گانگستری جاده به سوی تباهی ایفای نقش می کند و پس از آن همراه با آنجلینا جولی در اثر فانتزی کاپیتان اسکای و دنیای فردا به بازی رل اول فیلم می پردازد. بازیش در بازسازی یک اثر قدیمی به نام الفی مورد تحسین واقع می شود. ضمن آنکه پیش از پایان یافتن سال 2003 در کمدی رومانتیک نزدیک تر ایفای نقش می کند. او نقش ارون میلن بازیگر سالیان دور هالیوود را در حماسه هوایی تاریخی اسکورسیزی به نام هوانورد در کنار دیکاپریو ایفا می کند و بعد از آن همراه با جیم کری به برگردان سینمایی ماجراهای ناگوار لیمونی اسکیت می پیوندد.

  18. کاربر زیر از دوست گرامی جناب efifray برای ارسال این پست سپاسگزاری کرده است :


  19. #10
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    367
    تشکر
    3
    از ایشان 91 بار
    در 64 پست تشکر شده

    پیش فرض بیوگرافی نیکول کیدمن


    نیکول کیدمن
    تاریخ تولد: 20 ژوئن 1967
    محل تولد: هاوایی
    بازیگری که توانست سالهای حضور پر تره مانند خود را در آثاری درخشان حفظ کند و در زندگی واقعی با کوشش فراوان از زیر سیطره عنوان همسر تام کروزخلاص می شود . اواخر دهه نود را در حالی سپری می کند که احترام بسیاری از سوی منتقدین و تماشاگران نصیبش شده بود . با قدی بلندتر از حد مجاز یک بازیگر زن و موهایی قرمز ، اولین استرالیایی خانمی است که توانست مورد توجه تماشاگران آمریکایی قرار بگیرد و این اتفاق با روزهای تندر در سال 90و در کنار تام کروز افتاد. اما آنچه نامش را مطرح ساخته درخشان گاس ون با عنوان مردن برای ... در سال 95 بود که در آن نقش زنی که در راه رسیدن به خواسته هایش هر کاری می کند ، هوش و استعداد فراوانی را به نمایش می گذارد.
    اگر چه او را یک استرالیایی می خوانند ولی در واقع متولد هونولولو در هاوایی است ، نیکول در 20 ژوئن 1967 به دنیا آمد ، خانواده اش که در جزیره سکونت داشتند به خاطر پروژه های تحقیقاتی پدر نیکول که بیوشیمیست بود به واشینگتن دی سی عزیمت می کنند و سه سال همانجا می مانند . پس از پایان کار پدر، نیکول و خانواده اش شامل مادرش که پرستار و ویراستار بود و برادر کروچکترش به استرالیا می روند. او در حومه لانگ ویل بزرگ می شود ، یک منطقه متوسط ،عشق به هنر و مخصوصا رقص وتئاتر از همان کودکی در وجود کیدمن بود . سه سال داشت که تحت آموزش باله قرار می گیرد و اولین بازی خود را در یک نمایش محلی ارائه می دهد و درحالی که فقط شش سال داشت تا سن ده سالگی به آموزش بازیگری در مدرسه درام می پردازد و برای این کار وارد مدرسه نمایش سنت مارتین در ملبورن می شود و مدرسه تئاتر فیلیپ استریت در سیدنی می شود.
    در هر تستی که شرکت می کرد به خاطر قد بلندش او را رد می کردند ولی سرانجام موفق شد که یک نقش حرفه ای در کریسمس بوش (1983) به دست بیاورد . در حالی که فقط 14 سال داشت . این فیلم تلویزیونی درباره گروهی بچه است که در پی یافتن اسب دزدیده شده اشان یک تیم تشکیل می دهند . این فیلم با نقش دیگری در فیلم ماجراجویانه سارقین بی ام ایکس و چند کار دیگر ادامه پیدا می کند . اولین نقش اصلی او وقتی شکل گرفت که در ویتنام درخشید . یک مینی سریال به کارگردانی جان دویگان و کیدمن می توانست به خاطر جان بخشیدن با کارکتر یک دختر مدرسه ای بازمانده از جنگهای ویتنام سالهای 60 نقدهای مثبتی فراوانی دریافت کند .او موفق می شود تا یک کارگزار آمریکایی پیدا کند و این فرصتی می شود تا درهای پیروزی به سویش باز شود . در 1989 کیدمن نقش محوری دیگری در ساخته فلیپ نویس با عنوان آرامش مرده به عهده می گیرد و یک تریلر روانشناسانه درباره زوجی (نیکول و سام نیل) که توسط بازمانده یک کشتی غرق شده که نقش اش را بیلی زین ایفا می کرد به گروگان گرفته می شوند . فیلم به او کمک می کند تا خود را در سن 19 سالگی به عنوان یک هنرپیشه معروف قابل اعتماد و اعتنا تثبیت کند . همان سال بازی در یک کار تلویزیونی به نام بانکوک هیلتون شهرتی دو برابر پیدا می کند و این بار ایفا گر نقش زن حوانی بود که به خاطر حمل مواد مخدر در زندان تایلند حبس می شود . تا اینجا کار توانسته بود که در استرالیا رشد قابل توجهی داشته باشد . اما احتیاج داشت تا شهرت خود را به آن سوی اقیانوس نیز برساند، در سال 1989 به عنوان نقش مقابل تام کروز در اولین حضور آمریکایی اش یعنی روزهای تندر به کاگردانی تونی اسکات انتخاب می شود .فلیم درباره یک راننده مسابقات اتومبیل رانی (کروز) که کیدمن در آن نقش پرستاری که عاشق اش می شود را ایفا می کرد. نه تنها کار به موفقیت می رسد بلکه باعث می شود تا او به همسرآینده اش (تام کروز) نیز آشنا شود و سرانجام در دسامبر سال 90 باهم ازدواج کردند. به دنبال آن نقش مقابل داستین هافمن در بیلی باتیگت (91) به دست می آورد و همین طور نقش یک دختر دانشجو در Flitting بازی می کند. که ساخته موفق دیگری از جان دویگان بود. کیدمن و کروز برای دومین بار کار مشترک خود را در دور و دورتر (92) همراه می شوند و علی رغم همه جنجالهای پیرامون زندگی اشان و فیلمبرداری درخشان اثر ، کار شکست می خورد و نیکول به پروژه های کم اهمیت تری چون مالیک و زندگی من (هردو در سال 93) راه پیدا می کند . بتمن برای همیشه در سال 95 که در آن نقش عشق قهرمان اثر را بازی می کرد یک موفقیت دور از انتظار بود و از اینجا حرفه او و کار کیدمن جدی گرفته می شود . نیکول سرانجام با ساخته زیبای گاس ون سنت در سال 95 با عنوان مردن برای ... آن پرتره همیشگی دختر و یا بهتر بگویم عروسک پشت پرده را می شکند و نقدها و جوایز فراوانی را به خود اختصاص می دهد . بازی اش در نقش ایزابل آرچر در اقتباس سینمایی جین کمپیون از توماس هنری جیمز با نام « پرتره ای از یک بانو» از او تصویری درخشان به عنوان یک هنر پیشه قابل احترام ترسیم می کند . پس از آن مقابل جرج کلونی در فیلم پر هزینه صلح ساز (97) ایفای نقش می کند و همینطور مقابل ساندرا بولاک در کمندی و فانتزی جادوی عمل بازی می کند که هر دو به آثار پر فروش بدل می شوند. در سال 1999 در فیلمی بازی می کند که تا به امروز هیچ اثری نتوانسته بحث و جدل و همپای آن را ایجاد کند . فیلم آخرین ساخته استنلی کوبریک فقید «چشمان کاملا بسته» بود که آخرین حضور مشترک تام و نیکول نیز به شمار می رفت . خارج از دنیای فیلم اما رابطه کروز و کیدمن تیره شده بود و سرانجام اقدامی غیر قابل باور پس از یک دهه از هم جدا می شوند . کیدمن پس از جدایی از کروز در آثار با ارزشی چون دیگران و ساعتها را به کارنامه اش اضافه کرد و در نیمه آخر دهه نود و اوایل سالهای هزاره جدید به یک چهره استثنایی مورد توجه همزمان منتقدین و سینماروها بدل شد.
    مادر شدن را دوست دارد
    هنرپيشه سي و نه ساله هاليوود مي*گويد اميدوار است با اين ازدواج بتواند اين فرصت را به دست آورد كه براي نخستين بار صاحب فرزند شود. كيدمن و تام كروز دو فرزندخوانده به نام*هاي (ايزابلا) سيزده ساله و (كانر) يازده ساله دارند. آنها هيچ وقت نتوانستند خود بچه*دار شوند. بعضي*ها مي*گويند نيكول در مدت زندگي مشترك خود با تام كروز سه بار باردار شد ولي هر بار بي*هيچ دليل خاصي فرزندان خود را در دوران بارداري از دست داد. اكنون او اميد زيادي دارد كه اين بار ديگر نااميد نشود و بتواند براي نخستين بار طعم شيرين مادر واقعي بودن را بچشد.
    آنها در پنجمين روز اقامت خود در (بورا بورا) گردشي به اطراف جزيره داشتند و از ديدني*هاي زيباي آنجا از جمله معابد باستاني و ويرانه*هاي يك ناو آمريكايي كه ژاپني*ها در جنگ جهاني دوم آن را غرق كردند، ديدن كردند. عصر همان روز عروس و داماد جزيره، سوار بر يك قايق كوچك به ميان آب*هاي اقيانوس رفتند و به كوسه ماهي*ها غذا دادند. پس از پايان روزهاي ماه عسل اين زوج هنري تصميم گرفتند به خانه (كيت) در نزديكي (ناشويل) در ايالت (تنسي) بروند و در آن جا زندگي كنند. داماد كه خواننده مشهوري است اعتراف كرد كه تصميم دارد هر چه زودتر برنامه كاري خود را تغيير دهد و ديگر به سفرهاي طولاني مدت نرود. او مي*خواهد صفحه*هاي موسيقي خود را از اين پس در استوديوي خانگي خود ضبط كند.

    عدم تغيير در برنامه هنري

    ظاهرا كيدمن هيچ تغييري در برنامه*هاي آينده خود نداده است ولي به نظر مي**رسد كه چندان از ازدواج خود مطمئن نيست. گفته مي**شود كيدمن درست قبل از مراسم ازدواج يك پيمان*نامه را با كيت اربن به امضا رسانده است.
    پيمان نامه*اي كه بيشتر به سود عروس خانم است تا آقاي داماد. در اين پيمان*نامه قيد شده است در صورتي كه شوهر دوباره به سمت الكل و موادمخدر برود و يا به همسرش به گونه*اي خيانت نمايد، زن حق دارد از او جدا شود و شوهر به سزاي عمل ناشايست خود خواهد رسيد.نيكول چندي پيش اعتراف كرد كه هنوز عاشق تام كروز است. به نظر مي**رسد كه كروز پس از گذشت مدت*هاي طولاني از طلاق و جدايي باز هم بر روي او نفوذ دارد. او مدتي پيش از ازدواج به نيكول نصيحت كرد كه ديگر اجازه ندهد اين مرد الكلي با او ارتباط داشته باشد و كيدمن بلافاصله به حرف تام كروز گوش كرد و به كيت گفت كه ديگر در حالت مستي نزديك خانه او نرود .اما ظاهرا نتوانست ارتباط خود را با اربن قطع كند و تنها به اين بسنده كرد كه از او بخواهد طرف الكل و مواد نرود. با اين وجود اين موضوع سبب نگراني*هاي شديد او شد.
    تحليل*گران هاليوود فكر مي*كنند تنها چيزي كه مي*تواند سبب دوام و بقاي اين (وصلت ناجور) گردد فقط و فقط به دنيا آمدن يك نوزاد است.
    نوزادي كه نيكول مدت*هاست به آن فكر مي*كند. او خيلي براي اين اتفاق عجله دارد زيرا مي*داند به خاطر مشكلاتي كه دارد احتمالا قادر نيست بعد از چهل سالگي بچه*دار شود و به همين خاطر به شدت در فكر تشكيل خانواده است.
    اين روزها نيكول براي بازي در هر فيلم خود شانزده ميليون دلار دستمزد مي*گيرد. اين در حاليست كه خود او معتقد است بيشتر از اينها ارزش دارد و مدتي پيش مدعي شد بايد دستمزد بازي*هايش 25 ميليون دلار باشد. با اين وجود تهيه*كنندگان هاليوود ادعاي او را ناديده گرفتند زيرا نيكول در دو فيلم اخير خود (همسران استپ فورد) و (افسون شده) بازي چندان جذابي از خود ارائه نداد. با اين حال او درآمد خيلي بالايي دارد. گرچه كيدمن در زمينه تبليغات نيز پولساز است و براي هر پوستر تبليغاتي خود سه ميليون دلار مي*گيرد.
    درآمد كيت كمتر از نيكول است ولي آنچه اهميت دارد اين است كه كيت اربن در آمارگيري جديد به عنوان جذاب*ترين و محبوب*ترين خواننده مرد آمريكا انتخاب شده است

  20. کاربر زیر از دوست گرامی جناب efifray برای ارسال این پست سپاسگزاری کرده است :


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره اینجا
اینجا مکانی است شما با طرح سئوالات/مشکلات/درخواست های خود در زمینه کامپیوتر و دانلود می توانید از دیگر کاربران تقاضای راهنمایی کنید البته توجه داشته باشید دیگر کاربران در حد توان و وقت آزاد خود از جواب به شما دریغ نخواهند کرد و البته شما نیز متقابلاً با راهنمایی دیگران لطف آنان را جبران می کنید ;)
به ما بپیوندید
امتیاز دهید
Site Meter