PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : سفید بخت



mahdimob
Tuesday 14 August 2012, 01:28 PM
حوادث کتاب برمی گردد به سالهای قبل از انحلال دادسراها .

سر شب بود سه مرد سیاهپوش چون گرگ هایی گرسنه و خشمگین دور میز گرد مهتابی وسیع جلو عمارت مجلل و قدیمی باغ نشسته و در انتظار چهارمین مرد خانواده ، زیر سیگاری هایشان را از اجساد سیگارهای کشته شده پر کرده بودند پچ پچ هایی که در طول هفت روز مراسم عزاداری به گوششان خورده بود از آستانه تحمل باورشان بیرون بود هر سه با ریش های در آمده و ظاهر آشفته گر چه نیت هایشان را پشت خطوط تصنعی چهره پنهان می کردند باز هم نشانه ها دیده می شد.

سفید بخت
نویسنده : شهره وکیلی
تایپ و تهیه : باران

فایل زیپ شده حاوی فایل های

jar/ jad/ android

است

[فقط کاربران عضو می توانند محتویات این قسمت را مشاهده کنند، در صورتی که عضو هستید وارد شوید و در غیر این صورت ثبت نام کنید.]