صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 567
نمایش نتایج: از 61 به 68 از 68

موضوع: متن بهترین آهنگ ها( گلچینی از خوانند ه ها)

  1. #1
    ناظم انجمن ها بازنشسته sina_tf آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    5,261
    تشکر
    7,720
    از ایشان 9,035 بار
    در 3,963 پست تشکر شده

    پیش فرض متن بهترین آهنگ ها( گلچینی از خوانند ه ها)

    دوستان عزیز متن اهنگ هایی که دوست دارین رو میتونین تو این تاپیک قرار بدین .....
    شاید خیلی جاها این متن ها به کارتون بیاد
    لطفا اسم خواننده ی این اثر رو ذکر کنید


    بذار تنها باشم تنها بميرم

    ديگه از درد و غم اروم بگيرم

    برم پيدا كنم يه جاي خلوت

    بشينم اشك بريزم تا قيامت

    برم پيدا كنم يه جاي خلوت

    بشينم اشك بريزم تا قيامت

    برو اي دل بخواب كه وقته خوابه

    سلام تو هميشه بي جوابه

    به تو بي دست و پا از من نصيحت

    اگه عاشق بشي خونت خرابه

    چرا اي دل تو اينقدر سربه زيري

    به دام اين و اون هر دم اسيري

    چرا گول ميخوري با يك اشاره

    سحر شد تو هنوز چشمات بيداره

    چرا گول ميخوري با يك اشاره

    سحر شد تو هنوز چشمات بيداره

    برو اي دل بخواب كه وقته خوابه

    سلام تو هميشه بي جوابه

    به تو بي دست و پا از من نصيحت

    اگه عاشق بشي خونت خرابه

    عارف
    ترانه زيباي "نصيحت"
    انجمن پارسادانلود
    فروشگاه پارسا دانلود

    دوستان عزیز لطفا در انجمن فارسی تایپ کنید در غیر این صورت جوابی نخواهید گرفت.
    لطفا سوالات و مشکلات نرم افزاری خودتونو در انجمن مطرح کنید وازارسال پیغام خصوصی اکیداخودداری کنید!!

  2. خرید آنتی ویروس ناد 32
  • 5 کاربر زیر از sina_tf برای ارسال این پست سپاسگزاری کرده اند :


  • #61
    کاربر ارشد zuopir آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    محل سکونت
    روزمين زيرآسمون
    نوشته ها
    2,170
    تشکر
    933
    از ایشان 4,099 بار
    در 1,672 پست تشکر شده

    پیش فرض

    پیام آورده ام مردم

    پیام آورده ام مردم

    ای مردمان ، عاشق شوید

    این دل دیوانه را هر دم به راهی می کشی

    بی قرارت گشتم و رفتی

    غمگسارت گشتم و رفتی



    حال ار عاشقی

    ار مرد میدانی

    دلت را چون کویر تشنه ، پاره پاره کن

    فکر چاره کن

    فکر چاره کن



    عشق گر خواهی بباید خویش را شیدا کنی

    خویش را باید بسوزی عشق را پیدا کنی

    دردها باید کشیدن

    رنج ها باید چشیدن

    خویش را باید بسوزی

    عشق را باید بسازی

    من پیام آورده ام

    ای مردمان عاشق شوید

    من نه فرعونم نه موسی

    من نه زرتشتم نه عیسی

    من نه در غارم نه مسجد

    نه معبد نی کلیسا

    از شمایم ، مردمان عاشق شوید

    پیام آورده ام مردم

    پیام آورده ام مردم

    پیام آورده ام مردم

    ای مردمان ، عاشق شوید

    مردمان عاشق شوید

    ای مردمان ، عاشق شوید
    دوستان عزیز نام کاربری من از bankmeli
    به zuopir تغییر کرد

  • خرید آنتی ویروس ناد 32
  • #62
    کاربر ارشد zuopir آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    محل سکونت
    روزمين زيرآسمون
    نوشته ها
    2,170
    تشکر
    933
    از ایشان 4,099 بار
    در 1,672 پست تشکر شده

    پیش فرض

    تا به کی ازین دلآزاری ها
    کار بیدلان بود زاری ها

    خونین تر از لاله و گل ، دل از وفاداری شد
    جز غم ندیدم ثمری ، از این وفاداری ها

    ای شعله مهر و وفا ، آفت جان و تنی
    چند ای بلای دل و جان ، آتش به دلها فکنی

    ای خاک پایت تاج سر من
    بر خاک راهی گاهی نگاهی ، ای دلبر من

    دور از تو ریزد ، چشم تر من
    خونابه دل ، در ساغر من



    بازآ که بی رویت بهار عمرم دی شد
    شب جوانی طی شد
    دوستان عزیز نام کاربری من از bankmeli
    به zuopir تغییر کرد

  • کاربر زیر از دوست گرامی جناب zuopir برای ارسال این پست سپاسگزاری کرده است :


  • #63
    کاربر ارشد zuopir آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    محل سکونت
    روزمين زيرآسمون
    نوشته ها
    2,170
    تشکر
    933
    از ایشان 4,099 بار
    در 1,672 پست تشکر شده

    پیش فرض

    به گرد کعبه میگردی پریشان

    که وی خود را در آنجا کرده پنهان

    اگر در کعبه می گردد نمایان

    پس بگرد تا بگردین ، بگرد تا بگردیم

    در اینجا باده می نوشی

    در آنجا خرقه می پوشی

    چرا بیهوده می کوشی

    در اینجا مردم آزاری

    در آنجا از گناه عاری

    نمی دانم چه پنداری

    در اینجا همدم همسایه ات در رنج و بیماری

    تو آنجا در پی یاری

    چه پنداری کجا وی از تو می خواهد چنین کاری

    به دنبال چه می گردی که حیرانی

    خرد گم کرده ای شاید

    نمی دانی...
    همای از جان خود سیری ؟

    که خاموشی نمیگیری ؟

    لبت را چون لبان فرخی دوزند .

    تو را در آتش اندیشه ات سوزند .

    هزاران فتنه انگیزند .

    تو را بر سر در میخانه آویزززززززززززززززززززززز ززززززززند .

    هماي
    ویرایش توسط zuopir : Wednesday 10 August 2011 در ساعت 01:41 PM دلیل: اصلاح
    دوستان عزیز نام کاربری من از bankmeli
    به zuopir تغییر کرد

  • کاربر زیر از دوست گرامی جناب zuopir برای ارسال این پست سپاسگزاری کرده است :


  • #64
    ناظم انجمن ها بازنشسته sina_tf آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    5,261
    تشکر
    7,720
    از ایشان 9,035 بار
    در 3,963 پست تشکر شده

    پیش فرض


    وای بر ما


    قرن ما شاعر اگر داشت هوا بهتر بود
    خارها هم کمتر نبود از گل بسا گل تر بود
    قرن ما شاعر اگر داشت
    کبوتر با کبوتر،باز با باز نبود!
    وای بر ما
    وای بر ما
    که تصور کردیم
    عشق را باید کشت
    در چنین قرنی که دانش حاکم است
    عشق را از "صحنه"دور انداختن
    دیوانگیست
    درماندگیست
    شرمندگیست
    قرن
    قرن آتش نیست!
    قرن ،قرن یک هوای تازه است
    فکرها را شست و شویی لازم است
    گم شدیم در میان خویشتن
    جست و جویی لازم است
    نازنینا
    از سفیدی تا سیاهی را
    سفر باید کنیم
    انجمن پارسادانلود
    فروشگاه پارسا دانلود

    دوستان عزیز لطفا در انجمن فارسی تایپ کنید در غیر این صورت جوابی نخواهید گرفت.
    لطفا سوالات و مشکلات نرم افزاری خودتونو در انجمن مطرح کنید وازارسال پیغام خصوصی اکیداخودداری کنید!!

  • کاربر زیر از دوست گرامی جناب sina_tf برای ارسال این پست سپاسگزاری کرده است :


  • #65
    کاربر سایت F@T68 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    محل سکونت
    zire asemune gorgan
    نوشته ها
    76
    تشکر
    484
    از ایشان 146 بار
    در 71 پست تشکر شده

    پیش فرض

    کد:
    فقط کاربران عضو می توانند محتویات این قسمت را مشاهده کنند، در صورتی که عضو هستید وارد شوید و در غیر این صورت ثبت نام کنید.
    دیگه عاشق شدن ناز كشیدن
    فایده نداره نداره
    دیگه دنبال آهو دوین
    فایده نداره نداره
    وقتی ای دل به گیسوی پریشون می رسی ،خودتو نگه دار

    وقتی ای دل به چشمون غزل خون می رسی
    خودتو نگه دار خودتو نگه دار
    دیگه عاشق شدن ناز كشیدن
    فایده نداره نداره
    دیگه دنبال آهو دوین
    فایده نداره نداره

    ای دل دیگه بال و پر نداری
    داری پیر میشی و خبر نداری
    ای دل دیگه بال و پر نداری
    داری پیر میشی و خبر نداری
    وقتی ای دل به گیسوی پریشون می رسی
    خودتو نگه دار
    وقتی ای دل به چشمون غزل خون می رسی
    خودتو نگه دار خودتو نگه دار
    دیگه عاشق شدن ناز كشیدن
    فایده نداره نداره
    دیگه دنبال آهو دوین
    فایده نداره نداره

    ای دل دیگه بال و پر نداری
    داری پیر میشی و خبر نداری
    ای دل دیگه بال و پر نداری
    داری پیر میشی و خبر نداری
    وقتی ای دل به گیسوی پریشون می رسی
    خودتو نگه دار
    وقتی ای دل به چشمون غزل خون می رسی
    خودتو نگه دار خودتو نگه دار
    دیگه عاشق شدن ناز كشیدن
    فایده نداره نداره
    دیگه دنبال آهو دوین
    فایده نداره نداره
    ویرایش توسط Reibon2002 : Sunday 11 September 2011 در ساعت 09:00 PM
    خیاط خوبی ست خدا...اما...دل مرا، به عمد یا سهو،نمی دانم!!...شاید بی هوا
    تنگ به سینه ام کوک زد...

  • 2 کاربر زیر از F@T68 برای ارسال این پست سپاسگزاری کرده اند :


  • #66
    مدیرکل بازنشسته Reibon2002 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jan 2006
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    3,337
    تشکر
    4,200
    از ایشان 5,748 بار
    در 2,278 پست تشکر شده

    پیش فرض متن آهنگ مازیار فلاحی - پروانگی

    Its time
    to be more wise
    Its time to see the rain falling from the skies
    Its time for me to kiss the earth again
    Its time to let the life running through the roots again
    Hey you return
    hey you return
    And everything will be better than before
    this time this time you will open the door
    Again and again you will be born
    And all sad pages from your life will be torn
    Hey you return
    Its time
    to be more wise
    Its time to see the rain falling from the skies
    Its time for me to kiss the earth again
    Its time to let the life running through the roots again
    Hey you return
    hey you return
    Tomorrow you will be forced to wake-up
    And all your nightmares can finally come to stop
    They will be thousands and thousands of men
    In harmony they will pray، love and die again
    اللهم لبیک............ لک لبیک اللهم لبیک لا شریک لک لبیک

    صدایی از دور مرا می خواند
    «دوباره نگاه کن»
    دوباره نگاه می کنم به آسمان
    به ریزش باران
    دوباره نگاه می کنم به تو به من
    و زمین را بوسه می زنم هزاران بار
    و آنگاه تمامی درها گشوده می شوند
    اتفاقی در دلم افتاده است!



    ----------
    ترجمه از :
    کد:
    فقط کاربران عضو می توانند محتویات این قسمت را مشاهده کنند، در صورتی که عضو هستید وارد شوید و در غیر این صورت ثبت نام کنید.

    زمان آن فرا رسیده است که جور دیگر نگاه کنیم و زمان آن فرا رسیده است که بارش باران را از آسمان بینیم زمان آن برای من فرا رسیده است که به زمین سجده کنم و بگذارم زندگی بسوی ریشه‌ها برود دوباره بازگرد دوباره بازگرد اینبار تو در را خواهی گشود وهمه چیز بهتر از گذشته خواهد بود تو، دوباره و دوباره متولد خواهی شد و تمامی صفحات غمگین زندگی برگ برگ پاره خواهد شد فردا دوباره تو را از خواب بیدار خواهند کرد و سرانجام همه کابوسهای زندگی تو بپایان خواهد رسید (آنجا) هزارن هزار نفراز آنان منتظر خواهند بود و با آهنگی یکسان دعا می‌کنند، عشق می‌ورزند، می‌میرند و دوباره زنده می‌شوند دوباره بازگرد دوباره بازگرد

  • کاربر زیر از دوست گرامی جناب Reibon2002 برای ارسال این پست سپاسگزاری کرده است :


  • #67
    عضو جدید morteza.21 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    نوشته ها
    3
    تشکر
    10
    از ایشان %1$s بار در 1 پست
    تشکرشده

    پیش فرض

    [center]نه اشتباه نکن این یه شعرعاشقونه نیست
    تصور کن یه مردو با چشمای خیس

    نمیخوام، نباید تو شعرم به تو جسارت کنم
    نباید حس عشقو تعبیر به اسارت کنم

    شکسته میرم امشب بانو خدانگه دارت
    اگر چه میشکنه اون دل سبز و سپیدارت

    واسه من که پنجره یه آرزوی مبهم بود
    ولی تو پنجره باشه تموم دیوارت

    ببخش منو اگه بوی زخم چرکینم و
    ضجه های کبودم میشه موجب آزارت

    دیگه صدای گریه‌ی بی وقتم نمی‌شکنه
    سکوت سرد و پر از انبساط افکارت

    خیلی انتظار کشیدم که شاید بیای باز
    برای بدرقم با اون لباس گلدارت

    و دل خوشم کنی با یه دروغ مصلحتی
    که میشه شاید بازم بیام برای دیدارت

    ولی چه فایده که خوابت عجیب سنگین بود
    صدای خاطره‌هامون که نکرد بیدارت

    میگن روزه گرفتی و دیگه غزل نمی‌نوشی
    بمونه این آخرین غزلم واسه‌ی افطارت

    شکسته میرم و خاطرات سبز تو رو
    به یادگار می‌برم امشب خدانگهدارت

    بی سر و سامون، رفیق بغض جاده بی همه چیز شد به جز این عشق ساده

    هر چی لب تو دنیاست، مجیز تو رو میگن
    تو که بی لب زاده شده بودی ستمگر

    هر چی دست تو حسرت دامن تو
    تو آخرین جوابی واسه یه خواست بی ثمر

    تعبیر یه خوابی که تو ذهنی خستست
    اون آخرین در نجاتی که همیشه بستست

    تو یه تکرار خسته‌ای که فقط یکبار
    وحدت اون دردایی هستی که بیشمار

    من تو اسم تو تجزیه شدم بانو
    تجربه کن منو تو یه مرگی دوباره

    شعری که خون تو حسرتت لخته میشه
    آخرین وارث نسل عشق اخته میشه

    منو تو این هجرت غمگینم بدرقه کن
    تموم واژه ها رو تو ذهنت دغدغه کن

    بزار تکثیر نگاه تو بشم بانو
    اسم حقیرمو رو زبونت لقلقه کن

    واسه کسی که خرابه عمری زیر آوارت
    آخرین جمله همینه؛ خدا نگه دارت


    هامون
    شاهین نجفی
    ماشریم...

  • کاربر زیر از دوست گرامی جناب morteza.21 برای ارسال این پست سپاسگزاری کرده است :


  • #68
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jun 2019
    نوشته ها
    58
    تشکر
    58
    از ایشان 0 بار
    در 0 پست تشکر شده

    پیش فرض

    یکی از بهترین آهنگ هایی که شنیدم از محسن چاووشیه با شعری از حسین صفا:

    در آستانه یِ پیری ، گلایه از شبِ دنیا
    بد است مردِ حسابی ، به احترام دیازپام
    بدون قِصه و بوسه ، تلاش کن که بخوابی
    تو مثلِ برده ی خانه ، وبالِ گردن روزی
    کسی نگفت نباید ، که از نهاد بسوزی
    تو آفتاب نبودی ، که بی دریغ بتابی
    چه اسب ها که درونت ، به اهتزاز درآمد
    به شِیهه عُمرِ گلویت ، کشان کشان به سر آمد
    تو را که بست به گاری ، که روز مزد عذابی
    لگد زدند به شیری ، که صبر غرش او بود
    شکست یوزپلنگی ، که رام و آینه خو بود
    و از فراز دهانی ، سقوط کرد عقابی
    دلیر ماندی و نان را ، به خون زدی که نمیری
    به هرزه پا ندو[فقط کاربران عضو سایت می توانند مشاهده نمایند. ]ندی
    از این دوندگی آخر چه میرسد به جماعت
    جز آخوری و طنابی
    شناسِ عالمی اما ، شناسنامه نداری
    و دائم الغمی اما ، خودت ادامه نداری
    غرور منقطع النسل ، عماره سازِ خرابی
    تو برگزیده نبودی ، قبول کن که نبودی
    قبول کن که رسولی ، بدونِ معجزه هستی
    بلند مسئله هستی ، ولی بدونِ کتابی
    دریچه ای که تپید و ، جهان کوچک ما را
    به نور خواند گرفتست ، بیا و زنده شو ای ماه
    که مثلِ فاتحه هر شب ، بر این دریچه بتابی
    هزار ماهیِ تنها ، فدایِ آبی دریا
    هزار بسته مسکن ، فدایِ این غم برنا
    هزار گَله ی درنا ، فدایِ وسعت آبی
    گلایه از شب کوچک ، و نِق به شیوه ی کودک
    بس است حزن مبارک ، شبت بلند غمت نیز
    غمت بخیر شبت نیز ، شب است مردِ حسابی

  • صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 567

    کلمات کلیدی این موضوع

    علاقه مندی ها (Bookmarks)

    علاقه مندی ها (Bookmarks)

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  
    درباره اینجا
    اینجا مکانی است شما با طرح سئوالات/مشکلات/درخواست های خود در زمینه کامپیوتر و دانلود می توانید از دیگر کاربران تقاضای راهنمایی کنید البته توجه داشته باشید دیگر کاربران در حد توان و وقت آزاد خود از جواب به شما دریغ نخواهند کرد و البته شما نیز متقابلاً با راهنمایی دیگران لطف آنان را جبران می کنید ;)
    به ما بپیوندید
    امتیاز دهید