نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3

موضوع: زندگی و نمونه ی آثار شاعر کودکان ( عباس یمینی شریف )

  1. #1
    کاربر ارشد zuopir آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    محل سکونت
    روزمين زيرآسمون
    نوشته ها
    2,170
    تشکر
    933
    از ایشان 4,102 بار
    در 1,673 پست تشکر شده

    Arrow زندگی و نمونه ی آثار شاعر کودکان ( عباس یمینی شریف )

    ی‌ترديد، شعرهای کودکانه‌ی عباس يمينی شريف را بايد نقطه‌ی عطفی در شعر کودکانه‌ی ايران دانست. او نخستين شاعر کودکان است که علاوه بر شرودن شعر برای کودکان،‌دارای نظريه، و به تعبيری تئوری شعر، بود. علاقه يميني به شعر کودک با ورود او به دانش‌سرای عالی شدت يافت؛ به طوری که خودش می‌گويد:" از آن پس هرگز نمی‌خواستم درباره‌ی چيزی جز درباره‌ی کودک بينديشم، چيز بنويسم و شعر و سخن بگويم".



    من نغمه‌سرای کودکانم

    شاد است زمهرشان روانم

    عباس يمينی شريفم

    گيريد زکودکان نشانم


    زندگی:

    يمينی شريف در سال 1298 شمسی در تجريش( مرکز شميران) به دنيا آمد. بيشتر دوران کودکی و نوجوانی را در دره‌ی دربند، که در آن زمان هنوز صفای روستايی خود را حفظ کرده بود، گذراند. به نظر خودش همين صفای روستايی بود که بعدها در اشعار کودکنه او متجلی شد.

    خانواده‌ی يمينی شريف؛ خانواده‌ای با فرهنگ و علاقه‌مند به شعر و ادب بودند و هر شعر و تصنيفی که رايج می‌شد، ياد می‌گرفتند و برای يکديگر می‌خواندند و زمزمه می‌کردند. ديوان‌های سعدی و حافظ و نيز روزنامه‌ و مجله در خانه آن‌ها در دسترس بود. اما شايد آن چه بيشتر سبب گرايش عباس يمينی شريف به شعر شد، آشنايی او با " محمد فرخی يزدی" شاعر پرشور و آزادی‌خواه آن زمان بود. همان شاعری که به جرم حق‌گويی، در جوانی و در يزد، دهانش را دوختند و باز به همين جرم در زندان قصر تهران به زندگی‌اش خاتمه دادند. آشنايی يمينی شريف و فرخی يزدی از طريق خانواده يمينی شريف حاصل شد. يمينی شريف خود می‌نويسد:" فرخی آوازخوانی را استخدام کرده بود که اشعار سياسی و انتقادی او را در باغی که بر روی کوه مشرف به رودخانه و جاده دربند بود، شب‌های جمعه و شب‌های شنبه، که جمعيت فراوانی برای تفريح در دره‌ی دربند و سربند به آن‌جا می‌آمدند ، به صورت آواز بخواند و پيام او را به گوش مردم برساند. آوازخوان سواد نداشت و چون من در آن موقع کودکی ده ساله بودم و می‌توانستم شعرها را بخوانم‌، فرخی آن‌ها را به من می‌داد و من در کنار ان آوازخوان که در بلندترين محل باغ مشرف به رودخانه دربند می‌نشست، می‌نشستم و شعرها را از روی دست‌نويس‌‌های فرخی آهسته می‌خواندم و او آن‌ها را با صدايی رسا، که چند بار در کوهستان می‌پيچيد، می‌خواند و دره‌ی دربند را در شور و حالی فرو می‌برد. (2)" . اين اوضاع و احوال، در مجموع در پرورش ذهن و زبان شاعرانه‌ی يمينی شريف مؤثر بود و به تدريج ذوق شاعری را در او بيدار کرد؛ به طوری که در کلاس پنجم دبستان، بدون آن که هدف خاصی از شعر گفتن داشته باشد، به شعر گفتن روی آورد.

    شعر و معلمی

    عباس يمينی شريف در 19 سالگی به دانش‌سرای مقدماتی رفت تا با تحصيل در آن معلم شود. در دانشسرا پای او به کتابخانه باز شد و با کتاب‌های کودکانه‌ای که مانند آن‌ها در ايران وجود نداشت، آشنا گشت. اين کتاب‌ها به زبان‌های انگليسی، فرانسوی و عربی بود. يمينی شريف با مطالعه‌ی اين کتاب‌ها، به اين موضوع پی برد که دنيای کودکی ويژگی‌های خود را دارد و لازم است کودکان علاوه بر کتاب درسی، کتاب‌هايی متناسببا دنيای ويژه‌ی خود بخوانند تا ذوق آن‌ها شکوفا شود. اين انگيزه‌ای شد تا او کتابی از " افسانه‌های پريان" ترجمه کند و به معاون دانشسرا،‌ که مربی دانايی به نام " دبيری" بود،‌برساند. معاون دانشسرا او را بسيار تشويق و به ادامه‌ی کار ترغيب کرد. از اين‌جا بود که دوران خلاقيت ادبی عباس يمينی شريف شروع شد و او به خصوص سعی کرد استعداد شعری خود را در جهت سرودن اشعاری برای کودکان صرف کند.

    علاقه يمينی شريف به شعر کودک بعد با ورود او به دانشسرای عالی شدت يافت؛ به طوری که خودش می‌گويد:" از آن پس هرگز نمی‌خواستم درباره‌ی چيزی جز درباره‌ی کودک بينديشم، چيز بنويسم و شعر و سخن بگويم". در همين دوره بود که او مورد تشويق استادانی چون دکتر عيسی صديق، احمد بهمنيار، علی‌اصغر حکمت، محمد باقر هوشيار، پرويز خانلری و ذبيح‌الله صفا قرار گرفت.

    در سال 1322 اشعار يمينی شريف به کتاب‌های دبستانی راه يافت و بدين ترتيب شعر او اعتبار تازه‌ای پيدا کرد. در سال 1335،‌به همت او و دوستش جعفر بديعی، مجله‌ی کيهان بچه‌ها تأسيس شد و يمينی شريف تا بيست و سه سال بعد، يعنی تا اوايل پيروزی انقلاب اسلامی (1358) مسؤوليت انتشار اين مجله را به عهده داشت.

    به نظر می‌رسد يمينی شريف، برخلاف بسياری ديگر از شاعران،‌اين اقبال را داشته است که همه‌ی کسانی که از سال 1322 تا امروز به مدرسه رفته و می‌روند، يک يا چند شعر از او را خوانده‌ باشنديا بخوانند. به طور مثال يکی از اولين شعرهای او، که شايد هنوز هم در خاطره‌‌ی افراد پنجاه، شصت ساله باقی مانده باشد، شعر سنگ‌نپران است که نخستين بار در کتاب فارسی اول دبستان در سال 1329 چاپ شد.

    آهای آهای آی بچه جان

    در کوچه‌ها سنگ نپران

    سنگ بزنی سر بشکنی

    خدانکرده ناگهان

    سر که شکستی شر و شر

    خون می‌ريزه از جای آن

    صاحب سر داد می‌زنه

    آی پاسبان آی پاسبان

    می‌برنت کلانتری

    به ضرب و زور و کش‌کشان

    آن جا تو را حبس می‌کنند

    بين تمام حبسيان

    نه خواب خوش کنی دگر

    نه اين که داری آب و نان

    از پدرت پول می‌گيرند

    به اسم جرم يا که زيان

    تا بجهی ازين بلا

    کندی تو هفت دفعه جان

    مخر برای خود ستم

    سنگ نپران سنگ نپران

    يمينی شريف درباره‌ی چگونگی شروده شدن اين شعر خاطره‌ای نقل می‌کند:" در ايام تابستان بچه‌ها در کوچه‌ها جمع می‌شدند و به يکديگر سنگ می‌زدند يا به خانه‌های مردم سنگ می‌انداختند و شيشه‌ها را می‌شکستند. ما تصميم گرفتيم در مجله بازی کودکان، که من سردبيرش بودم، مطلبی بنويسم. در همين انديشه بوديم که يکی از همين سنگ‌ها به سر فرزند صاحب امتياز مجله، ابراهيم بنی احمد، خورد و سر او را شکست. اين اتفاق سبب شد که من آن مطلب را به شعر درآوردم، به طوری که وزن آن نشاط‌آور و برای بچه‌ها مناسب باشد. بدين ترتيب شعر سنگ‌نپران ساخته شد."

    جايگاه يمينی شريف در شعر کودک در ايران

    عباس يمينی شريف زمانی قدم به عرصه شعر کودک گذاشت که کسی به نام شاعر کودک در ايران شناخته نمی‌شد. او خود در اين باره می‌گويد:" پنجاه سال پيش که به سرودن شعر برای کودکان و نوجوانان پرداختم، کس ديگری به نام شاعر کودکان وجود نداشت. تنها چند شاعر مانند ايرج ميرزا، يحيی دولت‌آبادی، مهدی قلی خان هدايت، ملک‌الشعرای بهار، حبيب يغمايی، پروين اعتصامی، گل گلاب و يکی دو تن ديگر چند شعری برای کودکان سروده بودند."

    بنابراين، بايد گفت يمينی شريف نخستين کسی است که از همان آغاز تمام هم و غم خود را در مورد شعر کودک صرف کرد و جز شعر کودکانه نسروده و جز به کودک فکر نکرد. به اين دليل، بايد او را نخستين شاعر کودک در ايران بدانيم؛ شاعری که شعرهايش فراتر از شعرهای کودکانه‌ای است که شاعران مذکور، بر حسب ذوق و علاقه و شايد تفنن، برای کودکان شروده يا ساخته بودند. علاوه بر اين‌ها، يمينی شريف نه تنها شعرهای کودکانه بسياری سرود، بلکه اشعارش از نظر فضای کودکانه‌ای که داشت، از اشعار پيشين ممتاز بود. با اين حال، اگر با معيارهای " شعر کودک"، که امروزه مورد نظر است، نگاه کنيم، شعر يمينی شريف " نقطه‌ی بلوغ" شعر کودک در ايران نيست. زيرا ما اين اين مرحله‌ی بلوغ را بعدها در شعر محمود کيانوش و پروين دولت‌آبادی می‌بينيم و اين دو تن بودند که شعرهای کودکانه را به درجه‌ای از کمال رساندند که به حق بايد آن‌ها را بنيان‌گذاران شعر کودک در ايران به معنی واقعی دانست. يمينی شريف البته خود به اين نکته توجه داشت که شعر کودک بايد خيال‌انگيز و دارای ابهام باشد؛ ولی نمی‌توانست بپذيرد که شعر کودک تنها خيال‌انگيز و ابهام‌آميز باشد. او می‌گفت: " من نمی‌توانم با آن عده‌ای که می‌گويند زبان شعر بايد هميشه زبانی از ابهام داشته، مرموز و به طور حتم خيال‌انگيز باشد، هم عقيده باشم. به خصوص در مورد شعر کودک. زبان شعر مانند زبان نثر زبانی است قابل کاربرد برای انديشه‌ی شاعر و بيان نظر او درباره‌ی هر چيزی از چيزها و امری از امور و موضوعی از موضوعات. اين که عده‌ای حدود شعر را محدود و دامنه آن را کوتاه می‌کنند، کاری به‌جا نيست. در حالی که زبان شعر زبانی زيبا، موزون، خوش‌آهنگ،‌جالب، جاذب و تيزنفوذ است که سريع تأثير می‌گذارد، چرا از آن برای امور زندگی استفاده نشود و اگر استفاده شد بگويند شعر نيست. پس چيست؟ اگر می‌گويند نام آن نظم است، کلمه‌ی نظم از ارزش اين گونه شعرها نمی‌کاهد."

    به هر حال، چه با نظر يمينی شريف موافق باشيم و چه نباشيم، يک واقعيت مهمخ را نمی‌توانيم ناديده بگيريم که يمينی شريف تنها شاعری است که بيش‌ترين تعداد از اشعار او طی بيش از پنجاه و پنج سال به طور مرتب در کتاب‌های دبستانی آمده است؛ تا جايی که هم اکنون نيز تنها در کتاب‌های فارسی دبستان شعر او وجود دارد.

    عباس يمينی شريف، اين نغمه‌سرای کودکان، عمری دراز نيافت و پس از طی 69 بهار، که به قول خودش " نيم قرن" آن به گشت و گذار " در باغ شعر کودکان" سپری شده بود، به بيماری سرطان مبتلا شد و سرانجام در 28 آذر سال 1367 جان به جان‌آفرين تسليم کرد. رحمت خداوند بر او باد.



    کارنامه‌ی يمينی شريف

    يمينی شريف در طول فعاليت‌های ادبی خود علاوه بر سرودن شعر به کارهای متنوعی در اين زمينه دست زد از جمله : نوشتن قصه‌های منظوم، نمايش‌نامه‌‌های کودکانه، ترجمه اشعار کودکانه خارجی به فارسی،‌قصه‌ها و نمايش‌نامه‌های منثور، ترجمه‌ی داستان،‌مطالب علمی و مطالب اجتماعی، و نوشتن کتاب اول ابتدايی برای دبستان‌ها. اولين کتاب او با نام آواز فرشتگان در سال 1325 منتشر شد و بيست و هفتمين و آخرين کتاب او نيز سياهک و سفيدک بود که با نقاشی پرويز کلانتری در سال 1363 انتشار يافت.

    در ادامه‌ی گزيده‌ای از شعرهای او را که در طی نزديک به 55 سال، در کتاب‌های فارسی ابتدايی آمده است انتخاب کرده‌ايم که می‌خوانيد:

    خدا

    دانا خدای مهربان

    اندر زمين و آسمان

    هر چيز يا هرگونه کار

    باشد به پيشش آشکار

    هرکس بگويد حرف زشت

    جايش نباشد در بهشت

    آهسته گويی يا بلند

    داند خدای ارجمند

    هر روز و شب نامش بخوان

    منما خدا دور از زبان

    يزدان هميشه يار تو

    خشنود باد از کار تو

    فارسی سوم- 1322


    دينداری

    ‌ تو را بهترين مايه دينداری است

    که دين رهنمای نکوکاری است

    تو را دين نمايد ره زندگی

    خدای جهان را کنی بندگی

    هر آن کس که باشد خرد رهبرش

    نهد سر به فرمان پيغمبرش

    کند ار بدی‌ها دل خويش پاک

    زدانش کند جان خود تابناک

    نصيبش در اين گيتی آسايش است

    در آن گيتی‌اش بهره بخشايش است

    چهارم- 1333




    بچه‌ی خوب

    بچه‌ی خوب و عاقل و هوشيار

    اول صبح می‌شود بيدار

    می‌رود از اتاق خود بيرون

    می‌برد آب و حوله و صابون

    می‌کند دست و روی خود را پاک

    خوب دندان خويش را مسواک

    می‌زند شانه‌ی تميز به موی

    صاف و براق می‌کند سر و روی

    می‌نمايد لباس تميز دربر

    می‌رود با ادب به پيش پدر

    سخن اول و شروع کلام

    می‌کند با پدر به مهر سلام

    می‌رود با دهان خندان پيش

    می‌زند بوسه دست مادر خويش

    می‌نشيند برای صبحانه

    بعد از آن ترک می‌کند خانه

    به دبستان برای کسب کمال

    بچه‌ی خوب می‌رود خوشحال

    فارسی دوم- 1322

    سه دزد

    دو نفر دزد خری را دزديدند

    سرتقسيم به هم جنگيدند

    آن دو بودند چو گرم زد و خورد

    دزد سوم خرشان را زد و برد

    فارسی دوم- 1322

    من بابا را خيلی دوست دارم

    بابای خوب و پيرم

    دستش را من می‌گيرم

    چه خوب و مهربان است

    چه قدر خوش‌‌زبان است

    آن ريش مثل برفش

    بامزه کرده حرفش

    چين و چروک رويش

    رنگ سفيد مويش

    بابا را کرده زيبا

    اندازه‌ی يک دنيا

    شب‌ها که آيد خانه

    با گفتن فسانه

    در چشم ما کند خواب

    تا صبح پيش از آفتاب

    به احترام بابا

    با هم می‌کشيم هورا

    اول دبستان- 1329

    اسب

    اسب است که مرکب‌سواری است

    حيوان نجيب و هوشياری است

    يابو بود اسب آب‌ بشکه

    وان اسب که ميکشد درشکه

    فارسی دوم- 1322

    سگ

    اين سگ که بود رفيق چوپان

    همراه شود به گوسفندان

    گرگی اگر از کمين درآيد

    تا از گله طعمه‌ای ربايد

    عوعو کند و شبان بخواند

    تا از گله گرگ را براند

    گاو

    با ياری گاو برزگرها

    کاوند و کنند دشت ودرها

    از گاو چو زاد، شير گيرند

    و ز‌آن کره و پنير گيرند

    گاو است اگر چه رام و هموار

    شاخت زند ار کنيش آزار

    خر

    خر جانوری بود بی‌آزار

    آماده برای بردن بار

    چون نرم بود به راهواری

    گويند بود خر سواری

    نام دگرش درازگوش است

    گويند که بی‌شعور و هوش است

    فارسی دوم- 1322

    جوجه طلايی

    من جوجه را گرفتم

    او را بوسيده گفتم

    جوجه جوجه طلايی

    نوکت سرخ و حنايی

    تخم خود را شکستی

    چگونه بيرون جستی

    گفتا جايم تنگ بود

    ديوارش از سنگ بود

    نه پنجره نه در داشت

    نه کس زمن خبر داشت

    ديدم چنين جای تنگ

    نشستن آورد ننگ

    به خود دادم يک تکان

    مثل رستم پهلوان

    تخم خود را شکستم

    زود به بيرون جستم

    اول- 1329
    بلبل با گل‌ها

    من در دبستان

    می‌کنم بازی

    دل شاد و خندان

    او در گلستان

    من در دبستان

    • • •

    پروانه خوش‌رنگ

    چابک و زرنگ

    می‌کند بازی

    می‌پرد قشنگ

    او در گلستان

    من در دبستان

    • • •

    گل باشد اگر

    خوش‌رنگ و خوش‌بو

    من هستم اما

    خوش‌رو و خوش‌خو

    او در گلستان

    من در دبستان

    اول ابتدايی- 1329

    کار آزاد

    کار آزادم و آزاده‌پرست

    گنج عالم همه در دست من است

    طالب من نکشد منت کس

    اعتمادش به خدا باشد و بس

    به کسی نيست نيازش هرگز

    نيست در زندگی خود عاجز

    دولت و بخت مددکار وی است

    فکر و نيرو همه جا يار وی است

    بی‌خبر گوش وی از چون و چراست

    نخورد هيچ غمی از کم و کاست

    کس نگويد به وی که آن‌جا بنشين

    نه چنان کن، نه چرا شد، نه چنين

    هست آقای خود و نوکر خويش

    از کسی نيست دلش در تشويش

    کس برايش نشود کارگزين

    کار او را نکند کس تعيين

    آخرين پايه بود پايه‌ی او

    هست ماهانه او مايه‌ی او

    هر کجا خوب بود جای وی است

    حد او عالم و پهنای وی است

    کار هر زنده‌دل آزاد بود

    هر که آزاد بود شاد بود

    ای جوان بشنو و غافل نشوی

    از پی کار اداری نروی

    چهارم-1330
    حمد خدا

    حمد بر کار کردگار يکتا باد

    که مرا شوق درس خواندن داد

    آشنا کرد چشم من به کتاب

    داد توفيق خيرم از هر باب

    در سر من هوای درس نهاد

    در دل من محبت استاد

    چهارم - 1333

    من پسرم

    من که از گل بهترم

    پسرم من پسرم

    حرف‌های مادرم

    نرود از نظرم

    در دبستان همه را

    محترم می‌شمرم

    از خوش‌اخلاقی من

    هست راضی پدرم

    من دخترم

    بچه‌ها من دخترم

    در خوش‌زبانی نوبرم

    در خانه‌داری ماهرم

    شريک کار مادرم

    چهره‌ی شاد من ببين

    شيرين به مثل شکرم

    اول –1339

    فريدون

    فريدون مهربان است

    عزيز کودکان است

    به نرمی می‌زند حرف

    هميشه خوش‌زبان است

    به هر جا کودکان‌اند

    فريدون در ميان است

    فريدون نيست ترسو

    خودش يک پهلوان است

    نمی‌گويد مگر راست

    که حسنش در همان است

    فرزندان ايران

    ما گل‌های خندانيم

    فرزندان ايرانيم

    ما سرزمين خود را

    مانند جان می‌دانيم

    • • •

    ما بايد دانا باشيم

    هوشيار و بينا باشيم

    از بهر حفظ ايران

    بايد توانا باشيم

    • • •

    آباد باش ای ايران

    آزاد باش ای ايران

    از ما فرزندان خود

    دل شاد باش ای ايران

    دوم - 1340

    ميهن خويش را کنيم آباد

    سر زد از پشت ابرها خورشيد

    باغ و بستان دوباره زيبا شد

    فصل سرما و برف و باد گذشت

    موقع گردش و تماشا شد

    • • •

    در چمن بر درخت گل بلبل

    وه چه شيرين ترانه‌ای دارد

    هست خشنود و شادمان زيرا

    وطنی، آشيانه‌ای دارد

    • • •

    کودکان اين زمين و آب و هوا

    اين درختان که پرگل و زيباست

    باغ و بستان و کوه و دشت همه

    خانه ما و آشيانه‌ی ماست

    • • •

    دست به دست هم دهيم به مهر

    ميهن خويش را کنيم آباد

    يار و غم‌خوار همدگر باشيم

    تا بمانيم خرم و آزاد

    چهارم – 1341

    فروردين ماه گل‌ها

    فروردين ماه گل‌ها

    دنيا دارد تماشا

    اردی‌بهشت

    از سبزه

    زيبا می‌گردد صحرا

    خرداد آيد پياپی

    ميوه‌های گوارا

    • • •

    تير آرد با خود گرما

    گرمک می‌گردد پيدا

    مرداد از هندوانه

    پر می‌شود همه جا

    شهريور آيد انگور

    با خوشه‌های زيبا

    • • •

    مهر آرد برگ‌ريزان

    کم‌کم می‌بارد باران

    آبان انار رنگين

    آويزد از درختان

    آذر به و خرمالو

    پيدا شود فراوان

    • • •

    دی پرتقال و ليمو

    آيد خوش‌رنگ و خوش‌بو

    بهمن برف و يخ‌بندان

    آيد با سوز از هر سو

    اسفند آيد بنفشه

    سبزه دمد لب‌جو

    فارسی دوم- 1341

    چشمک بزن ستاره

    شد ابر پاره پاره

    چشمک بزن ستاره

    کردی دل مرا شاد

    تابان شدی دوباره

    ديدی که دارمت دوست

    کردی به من اشاره

    چشمک بزن ستاره

    شد ابر پاره پاره

    در روز ناپديدی

    شب روشن و سپيدی

    در ابرهای تيره

    چون نقطه‌ی اميدی

    پنهان اگر شوی باز

    ديدی مرا، نديدی

    چشمک بزن ستاره

    شد ابر پاره پاره

    با هر مسافری يار

    با دوستان وفادار

    شب‌های سرد و خاموش

    من خوابم و تو بيدار

    با نور آسمانی

    بر ما شوی پديدار

    چشمک بزن ستاره

    شد ابر پاره پاره

    دوم - 1344

    درخت

    به دست خود درختی می‌نشانم

    به پايش جوی آبی می‌کشانم

    کمی تخم چمن بر روی خاکش

    برای يادگاری می‌فشانم

    • • •

    درختم کم‌کم آرد برگ و باری

    بسازد بر سر خود شاخساری

    چمن رويد در آن جا سبز و خرم

    شود زير درختم سبزه‌زاری

    • • •

    به تابستان که گرما رو نمايد

    درختم چتر خود را می‌گشايد

    خنک می‌سازد آن جا را زسايه

    دل هر رهگذر را می‌ربايد

    سوم- 1347

    کتاب

    من يار مهربانم

    دانا و خوش‌بيانم

    گويم سخن فراوان

    با آن که بی‌زبانم

    هر مشکلی که داری

    مشکل‌گشای آنم

    پندت دهم فراوان

    من يار پند دانم

    من دوستی هنرمند

    با سود و بی‌زيانم

    از من مباش غافل

    من يار مهربانم

    فارسی دوم- 1346
    دوستان عزیز نام کاربری من از bankmeli
    به zuopir تغییر کرد

  2. خرید آنتی ویروس ناد 32
  • کاربر زیر از دوست گرامی جناب zuopir برای ارسال این پست سپاسگزاری کرده است :


  • #2
    کاربر سایت javidiran آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    73
    تشکر
    1
    از ایشان 3 بار
    در 3 پست تشکر شده

    پیش فرض

    یادش بخیر. یاد بچگیا افتادم.
    از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران...

    به دست خود درختی می نشانم...

    دست به دست هم دهیم به مهر...

  • #3
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jun 2019
    نوشته ها
    103
    تشکر
    122
    از ایشان 0 بار
    در 0 پست تشکر شده

    پیش فرض

    سال‌شمار زندگی عباس یمینی شریف

    ۱۲۹۸- تولد در محله پامنار تهران، اول خردادماه.
    ۱۳۰۳- عزیمت به دهکدهٔ دربند به‌همراه خانواده در پنج‌سالگی.
    - شروع به تحصیلات مقدماتی در مکتب‌خانه روستا.
    ۱۳۰۸- آشنایی با فرخی یزدی به‌واسطه خواندن اشعار وی برای آوازه‌خوان بی‌سواد روستا.
    ۱۳۱۲- آغاز سرودن اشعار با بهره‌گیری از اندوخته‌های مکتب و مدرسه.
    ۱۳۱۴- اخذ تصدیق شش‌ساله ابتدایی از دبستان دولتی تجریش.
    ۱۳۱۷- اخذ مدرک دوره اول متوسطه از دبیرستان دارالفنون تهران.
    - ورود به دانش‌سرای مقدماتی تهران در نوزده‌سالگی.
    - آشنایی با ادبیات کودکان جهان پس از ورود به کتاب‌خانه دانش‌سرا.
    - شروع به مطالعه و ترجمه کتب مرتبط با کودکان.
    ۱۳۱۹- اخذ گواهی‌نامه از دانش‌سرای مقدماتی.



  • کلمات کلیدی این موضوع

    علاقه مندی ها (Bookmarks)

    علاقه مندی ها (Bookmarks)

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  
    درباره اینجا
    اینجا مکانی است شما با طرح سئوالات/مشکلات/درخواست های خود در زمینه کامپیوتر و دانلود می توانید از دیگر کاربران تقاضای راهنمایی کنید البته توجه داشته باشید دیگر کاربران در حد توان و وقت آزاد خود از جواب به شما دریغ نخواهند کرد و البته شما نیز متقابلاً با راهنمایی دیگران لطف آنان را جبران می کنید ;)
    به ما بپیوندید
    امتیاز دهید